نمیدونم چی بگم به این همه فحش نامه که برای من اومده ، من که گفتم مصلا جای خطرناکی است ، فقط تنها کاری که موسوی کرد ، تبلیغات ما برای 5 نقطه تهران رو که از دو هفته پیش شروع شده بود خراب کرد . یک روز مانده به تجمعات یک دفعه برنامه عوض شد ، اونم بهشت زهرا که مبارزین قرار بود ساعت 11 صبح بروند . در ضمن در بهشت زهرا صدا به هیچ کس نمی رسد ، کسی به تجمع قابلیت اضافه شدن نداره . هیچ چیزی نمیتونم بگم .
بایگانیِ جولای, 2009
برنامه از مصلا تغییر کرد
جولای 29, 2009شناسایی شهر تهران جهت تجمع
جولای 29, 20094 نقطه در تهران است که حضور در آنها خودکشی محض است
1- خیابان حر و اطراف آن بدلیل راحتی دسترسی لشکر نیروی مخصوص سپاه
2- پیروزی ، نیروی هوایی و افسریه بدلیل وجود گارد ویژه نیروی انتظامی و نیروهای اطلاعاتی سپاه
3- منطقه نیاوران و جمشیدیه بدلیل حضور سنگین نیروهای بسیج در این منطقه
4- منطقه مصلای تهران بدلیل محاصره بودن در بین انواع نیروهای نظامی و لباس شخصی و همچنین دلایلی که در \ست قبلی اشاره کردم . البته مکانهای دیگری هستند که پرهزینه هستند اما نه به اندازه این 4 منطقه .
حتی ما در نقشه ای که پنج روز قبل از اعلام درخواست مجوز برای تجمع در مصلا پخش کردیم اگر بنگرید ، دقیقا نقاطی که نقشه مصلا مشخص کرده ایم ، در نقاط تجمع ، انحصارا فاصله زیادی با آنها دارد .
میرحسین موسوی هم اعلام کرده اگر مصلا مجوز ندادند در خیابان های شهر تجمع می کنیم .
شما فکرش را بکنید مثلا ما پنجاه منطقه در تهران امکان تجمع داریم ، چهار منطقه بمب گذاری هست ، ما دقیقا می رویم و یکی از آن چهار منطقه را انتخاب می کنیم
تجمع کار شایسته ای است و ما هم دو هفته قبل از 8 مرداد شروع به تبلیغ برای تجمع کردیم ، اما من خودم نمی خواستم در این مورد اظهار نظر کنم و حتی با دوستان هم هماهنگ کرده بودیم ، اما فشار دوستان که این رسالت ماست که خطر را گوشزد کنیم ، باعث شد که حتی با اینکه می دانم مخالفت زیادی خواهد بود ، این را بگویم . تجمع باید کرد اما با کمترین هزینه برای خود و بیشترین هزینه برای طرف مقابل . نه اینکه کمترین هزینه برای طرف مقابل و هزینه ی بسیار زیاد برای ما .
به همین دلیل اگر اصل بر تجمع در یک نقطه باشد ، ما یکی از نقاط پنجگانه را اصل بر تجمع می دانیم و اگر اصل بر تجمع و پراکندگی باشد ، نقاط پنجگانه را بهترین مکانها برای تجمع می دانیم .
نقشه مصلا :
http://sarbazemihan.files.wordpress.com/2009/07/mosala.jpg
نقشه مناطق پنجگانه :
http://www.img98.com/images/iglhdkdqrg4tf0jmyesz.jpg
چرا مصلا بدون مجوز خودکشی حساب می شود
جولای 28, 2009شناسایی نقشه مصلا :
1- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، مکانی که در هنگام برگزاری نماز جمعه خامنه ای در مصلا ، نیروهای شهرستانها در آنجا تجمع می کنند .
2- بنیاد مستضعفان ، مکانی که اکثر نیروهای آن لباس شخصی بوده و ارتباط تنگاتنگی با لباس شخصی ها دارد .
3- پلیس امنیت عمومی تهران ، دادگاه و دادسرای عمومی و انقلاب تهران و زندان قصر در این نقطه قرار دارد .
4- پادگان لجستیکی
5- پادگان سپاه
6- ورزشگاه شهید شیرودی که زیر نظر نیروهای نظامی است و برای سازماندهی لباس شخصی ها استفاده می شود .
7- وزارت کشور که تنها نقطه است که تقریبا بدلیل شلوغی خیابانهای اطراف و دوری از نقاط نظامی قرار دارد .
8- وزارت اطلاعات که همینک ریاست آن را مستقیما احمدی نژاد بعهده دارد و مرکز دستور دهی و حضور نیروهای سرکوبگر است .
9- استانداری تهران
خطوطی که با رنگ سبز مشخص شده اند ، تمام اتوبان بوده و مشخصا سرکوب خواهد شد .
با توجه به تمام مشخصات تنها نقطه فرار به سمت میدان فاطمی می باشد . حال که درهای مصلا احتمالا بسته است و موسوی هم در فیس بوک اعلام کرده است اگر مجوز ندادند در خیابانها ، مصلا یک نوع خودکشی حساب می شود .
درسته برای آزادی باید هزینه داد ، ولی راههای کم هزینه تری هم هست ، ما رفتیم پرهزینه ترین راه رو انتخاب کردیم ، شما بروید کل تهران رو بگردید تنها نقطه ای که بین انواع نیروهای سرکوبگر محصوره همین مصلاست .

چرا خامنه ای کهریزک را تعطیل کرد ؟
جولای 28, 2009امروز خبر تعطیلی بازداشتگاه کهریزک رو شنیدم ، یک سوال برام پیش اومد که خامنه ای چرا این بازداشتگاه رو تعطیل کرده ، تنها یک پاسخ برام تو ذهنم تداعی شد ، این بازداشتگاه قابلیت سرکوب شدید ، شکنجه شدید رو نداره و بیچاره بسیجی ها اونجا اذیت میشن ، خسته میشن ، بالاخره یک بازداشتگاه اسلامی باید گیوتین داشته باشه ، جوخه آتش داشته باشه ، صندلی برقی داشته باشه ، پیک نیک داشته باشه که از … آقایون آویزون کنن ، خوب کهریزک که اینها رو نداشت قاعدتا هم باید تعطیل می شد .(از شوخی گذشته اینها برای از بین بردن آثار فاجعه ای که اونجا بوجود آوردن ُ اونجا رو تعطیل کردن دلشون به حال ملت نسوخته) دومین نکته اینکه ایرانیان عزیز ما جانشان در عراق تهدید می شود ، درست است که مجاهدین کارهایی بر خلاف عقیده ملت انجام داده اند ولی هم حساب آنها از رهبرانشان جداست و هم به هر حال ایرانی هستند و در آخر برای اینکه به صفت افرادی که باهاشون طرفیم بیشتر آگاه شویم 3 عکس میذارم دو تاش مربوط به تیربارانهای انقلاب اسلامی هست . یک بیمار در حال مرگ رو روز تخت از بیمارستان آوردن تا مقابل جوخه آتش قرار بگیره و بعضی ها که زنده مانده اند هم توسط تیر خلاص زن باید بمیرند و در آخر یک کودک ایرانی که باید به حال خود گریه کنیم :



مکانهای تجمع 29 مرکز استان ، پنج شنبه ساعت 6 بعدازظهر
جولای 28, 2009مکانهای تجمع پنج شنبه 8 مرداد ساعت 6 بعدازظهر :
شیراز : فلکه گاز (آلترناتیو اول بلوار ارم – آلترناتیو دوم فلکه نمازی )
مشهد : پارک ملت (آلترناتیو اول بلوار سجاد – آلترناتیو دوم فلکه احمد آباد)
اصفهان : سی و سه پل (آلترناتیو اول چهارراه نظر – آلترناتیو دوم میدان فیض)
تبریز : چهارراه آبرسان (آلترناتیو اول میدان دانشسرا – آبترناتیو دوم میدان قونقا )
گرگان : خیابان شالیکوبی ( آلترناتیو بلوار ناهارخوران )
اهواز : چهارراه نادری (آلترناتیو اول زیتون کارمندی – آلترناتیو دوم فلکه سوم کیانپارس)
ارومیه : میدان مرکزی (آلترناتیو خیابان خیام )
یزد : چهارراه دولت آباد (آلترناتیو میدان امیرچخماق)
بندرعباس : مقابل مجتمع ستاره جنوب (آلترناتیو میدان ولیعصر)
رشت : سه راه حاجی آباد (آلترناتیو اول پارک شهر ، آلترناتیو دوم میدان لاکانی)
بوشهر : میدان امام (آلترناتیو خیابان مطهری)
اراک : میدان باغ ملی (آلترناتیو دروازه تهران)
کرمانشاه : میدان جوانشیر (آلترناتیو چهارراه جوانشیر)
قم : میدان سعیدی (آلترناتیو میدان مطهری)
قزوین : میدان آزادی (آلترناتیو میدان عارف قزوینی)
اردبیل : چهارراه امام (آلترناتیو میدان آزادی)
همدان : میدان امام (آلترناتیو میدان بوعلی)
ایلام : میدان امام (آلترناتیو چهارراه جمهوری)
کرمان : میدان آزادی (آلترناتیو میدان باغ ملی)
خرم آباد : میدانآزادی (آلترناتیو پارک شریعتی)
سنندج : میدان اقبال ( آلترناتیو پارک استقلال)
بیرجند : میدان دوم رحیم آباد (آلترناتیو میدان اول)
بجنورد : روبروی مجتمع ارم (آلترناتیو چهارراه مخابرات)
ساری : سه راه قارن (آلترناتیو فلکه ساعت)
سمنان : میدان معلم (آلترناتیو میدان مطهری)
یاسوج : میدان هفت تیر (آلترناتیو پارک چمران)
زاهدان : پاساژ قائم (آلترناتیو میدان آزادی)
زنجان : سبزه میدان (آلترناتیو حسینیه اعظم)
شهرکرد : میدان فردوسی (آلترناتیو چهارراه بازار)
گزارشی تکان دهنده از اردوگاه کهریزک
جولای 28, 2009متن برگرفته شده از وبلاگ شاهد اردوگاه کهریزک که ظاهرا توسط عوامل حکومتی هک شده
نمیدونم از کجا شروع کنم ! اگه از لحاظ انشایی و املایی گزارشی رو که میخوام الان از گوانتاناموی ایران کمپ کهریزک بگم ایراد داشت من رو ببخشید چون خیلی عجله دارم و باید زودتر برم . الان که دارم این رو مینویسم ساعت 8 دقیقه بامداد 6 مرداد ماه هست . من بامداد امروز به همراه چند نفر به طرز معجزه آسایی از مرگ حتمی نجات یافتیم .
و الان از بیمارستان رسیدم خونه و بلافاصله پای سیستم اومدم و این وبلاگ رو ایجاد کردم
من 18 تیر دستگیر شدم . 21 سال سن دارم . الان که دارم اینو مینویسم باز باورم نمیشه که آزاد شدم . تو تظاهرات 18 تیر که با یکی از دوستام سوار موتور بودیم و دوستم داشت با موبایل فیلمبرداری میکرد توسط چند لباس شخصی مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم . یه زن اومد ما رو از زیر دست اینا نجات بده که اون بیچاره هم کلی زدند .
ما رو انداختند توی یه مینی بوسی که پر از آدم کتک خورده و شل و پل بود مثل خود ما . مینی بوس ما رو به یه کلانتری برد . انقدر کتک خورده بودم که نفهمیدم کجا بود . بعد ما رو اونجا کنار دیور چیدند و منو دوستم کنار هم وایسادیم . بعد یه لباس شخصی قوی هیکلی اومد و یکی در میون میکشید بیرون و با تک پا سوار مینی بوسمون کرد و اون لحظه دیگه از دوستم خبر نداشتم و ندارم ما رو به همراه ده ها نفر دیگه به اردوگاه کهریزک بردند . باور نمیکنید حداقل اون اتاقی که ما رو بردند 200 نفر بودند . همه زخمی و باتوم خورده . صدای ناله همه جا رو فرا گرفته بود . با خودم گفتم اینا میخوان چی به سرمون بیارن . شاید فردا بریم دادسرایی .
زندانی . اونجا حداقل از اینجا بهتره . اصلا جا نبود که بشینی . تمام در و دیوار خون بود .
به فکر دوستم بودم آخه اون از بچه هایی نبود که بتونه این جور جاها رو تحمل کنه . تو این اوضاع و احوال کسانی که تو اتاق بودند شروع به گریه و زاری و ناله کردن و گفتن 1 نفر مرده . صدا از ته اتاق میومد ولی شاید باورتون نشه همه به هم چسبیده بودیم و نمیتونستیم تکون بخوریم . نگهبانای لباس شخصی اومدن تو و لامپارو شکوندن در تاریکی مطلق شروع کردن زدن . هر کی جلو دستشون بود میزدن . نیم ساعت حسابی کتک زدن . چند نفر از شدت کتک خوردن به کما رفتن شاید هم مردن .
بعدش چند تا چراغ قوه روشن کردن وانداختند تو صورت ما ها گفتند اگه صداتون دراد این باتوم ها رو میکنیم .. باورم نمیشد . فکر میکردم دارم کابوس میبینم
صادق که انگار ارشدشون بود جنازه اون کسی رو که مرده بود رو برداشت و تکیه جنازه رو داد به دیور چراغ قوه رو انداخت رو صورتش گفت ما حکم کشتن شما رو داریم . پس شانس بیارید و مثل این مادر ( به مرده ) نمیرید . هیچ صداتون رو در نمیارید . تا صبح اگه زنده موندید موندید . اگه نمردید که
گفت شما محاربه هستید . میدونید محاربه یعنی چی . یه نفر از اون جلو که پسری بود حدود 16 . 17 سال سن داشت گردنش رو گرفت به اینا بگو محاربه یعنی چی ! گفت نمیدونم . گفت غلط کردی ندونی ! شروع کرد به زدنش گفت بگو . بگو بگو . اونقدر زدش که از حال رفت . میگفت یعنی شیطان . یعنی خطا کار . انقدر زدش که چند نفر شدیدا اعتراض کردن . که اونها هم در حد مرگ کتک خوردن .
تو اون اتاق ما تا صبح حداقل 4 نفر کشته شدن
صادق نعره کشی و گفت اینجا از توالت فرنگی و مسواک و اینا خبری نیست همینجا کاراتون رو میکنید !!! . شیر فهم شدید ؟
هیچ آدم سالمی بین ما نبود و همه خون یا رو صورتشون لخته زده بود مثل من . یا چشمشون باد کرده بود مثل من . یا مثل خیلیا دست پاشون شکسته بود . به دلیل تاریکی مطلق من خیلیها را نتونستم ببینم
وقتی که در رو باز میکردند با دیدن نور چشممون شدیدا احساس ناراحتی عجیبی میکرد . فردای اون روز و روزهای دیگه رو به بدنرین شکل که توضیحش زمان بسیار میخواهد گذروندیم . به ما برای اینکه از گرسنگی نمیریم هر روز که نمیدانیم شب بود یا روز بود ! یک گونی ته مانده غذا که آن را با اشتیاق میخوردیم به ما میدانند . که داخلش تکه های نان . سبزی . برنج بود میدادند . که شخصی بین ما بود بنام دکتر زارع که میگفت یک پزشک است و مسئول تقسیم غذا بود . من ایشان و تعداد زیادی از هم بندانمان را که چند روز بود فقط صدای آنها را میشندم از صدا میشناختم تا اینکه بعد از چند روز صادق آمد و چند لامپ با خود آورد و ما را بعد از چند روز به محوطه کمپ برد . واااااای برا ما یک حس آزادی بود . آسمان ابی و نور خورشید برای ما تازگی داشت .
( در ضمن این را بگم که بخاطر این ما را به محوطه آوردند که کثافتها و مدفوع خود را از اتاق بیرون بریزیم ) معذرت میخوام که اینطور مینویسم ولی تا چند وقت دیگه که بقیه هم از زندان آزاد بشن بخصوص کمپ کهریزک اونها بهتر واستون توضیح میدن و مطمئن هستم این کمپ در بعضی موارد دست گوانتانامو و ابوغریب را طی این چند روز از پشت بسته .
به هر حال به گفته نوچه های صادق ما جزو اولین کسانی بودیم که بدون دادگاهی ! بامداد دیروز به خاطر شلوغی بیش از حد کمپ به بیرون انداختند . و ما را تهدید کردند که اگر جایی حرفی بزنیم ما را به قتل میرسانند . من بلافاصله با خانواده ام نیمه شب دیشب با موبایل یک عابر تماس گرفتم و اونها به سراغم آمدند . طعم آزادی خیلی شیرین است . اما به یاد داشته باشید که الان هزاران نفر تو اردوگاه کهریزک بدترین شرایط رو میگذرونن .
در ضمن اسامی چند نفر رو که تو این مدت جان خودشون رو فقط تو کمپ ما از دست دادن و من حفظ کردم رو میگم . در ضمن اگر این حیوان صفتها اینها رو به بیمارستان میبردند شاید الان زنده بودند
حسن شاپوری ( دانشجو )
زضا فتاحی ( دانشجو )
میلاد فاقد فامیلی ( اون پسره 26 . 17 ساله که توسط صادق شب اول به باد مشت و لگد گرفته شد و به کما رفت و اون رو با خودشون بردند . ولی دکتر هم بند ما و به قولی ارشد ما گفت اون از گوش و دهنش خون اومده و متاسفانه مرده )
مرتضی سلحشور
مراد آقاسی
محسن انتظامی
در ضمن اسامی تعداد زیادی از بازداشت شده ها رو تو کمپ خودمون دارم که اون رو هم تو این وبلاگ تا چند روز آینده میگم
خدایا ما رو از شر اینا راحت کن
باورم نمیشه که 24 ساعت پیش کجا بودم
خدایا عمه ایرانیها و آزادیخواهان رو هر چه سریعتر نجات بده
در ضمن احتمال میدم با تغییراتی که تو کمپ کهریزک پیش اومده اون بازداشتگاهی که رهبر فاسد قراره تعطیلش کنه همین کهریزکه . چون خیلی ها توش کشته شدند
رضا یاوری ( نام مستعار من )
6 مرداد ماه ساعت 1:10 دقیقه بامداد
به امید آزادی دربندان کهریزک
ظرفیت انتقاد برای جنبش ایجاد شود
جولای 28, 2009جنبش سبز باید به حرکتهای ملی گرایانه بپردازد ، مطمئنا این حرف به مذاق خیلی ها خوش نمی آید ، شاید خیلی ها هم بخواهند سر خود را بکنند توی برف اما این یک واقعیت است . روزی که شعارهای شبانه الله اکبر شروع شد گفتم این شعار بدلیل اینکه ملی نیست مطمئنا بصورت تدریجی از بین مردم خواهد رفت ، هر چند ما با اینکه مخالف آن هستیم از آن حمایت می کنیم . امروز من نمیتونم بگم صدای الله اکبر از بالای پشت بام ها بلند است ، گوش ما نمی تواند واقعیت را انکار کند ، اگر همان روز به جای شعار الله اکبر ، شعار زنده باد ایران و زنده باد آزادی بود شاید نه به قدرت اول بلکه به قدرتی چندین برابر اکنون صدایش را می شنیدیم . روزی گفتم اعیاد مذهبی یعنی جدا کردن صف سکولارها و زرتشتی ها و یهودی ها و مسیحی ها و سنی ها با صف جنبش ، امروز شاهد هستیم که دقیقا جنبش به همین سمت سوق پیدا می کند ، تا دیر نشده است باید جنبش را به سمت حرکتهای ملی گرایانه سوق داد ، این را بعنوان یک دوست می گم ، انتقاد از جنبش برای بهتر شدن جنبش است . چند انتقاد مهم دیگر هم به حر کت های جنبش وارد است ، که بعدا خواهم گفت ، ولی ما باید از انتقادات برای بهتر شدن جنبش بهره بگیریم ، اون روزی که نسبت به شعار الله اکبر انتقاد کردم و اعیاد مذهبی ، جوابها و ای – میل ها آمد که جنبش را دو قسمت نکن ، شما دشمن جنبش هستید ، عامل نفوذی هستید و امروز نتیجه اش شده قدرت صدای الله اکبر شبانه ، کاش از امروز بدنه تبلیغاتی جنبش که وبلاگها و سایتها هستند ، انتقاد پذیر شوند .
جمعه 16 مرداد – کوهپیمایی سبز سراسر ایران
جولای 27, 2009با توجه به خطرات و آسیبهائی که راهپیمائی ها داره و با توجه به مزایای زیر فراخوان کوه پیمائی اعتراضی در تمام کوههای ایران رو اعلام میدارم :
مزایای این طرح
1 – با توجه به آلودگی هوا با یک کوهپیمائی میلیونی میتونیم کمی به ریه هامون هوای پاک برسونیم و این برای همه از پیر و جوون مفیده … مسن تر ها اون پائینا و جوون ترها بالابالاها
2 – همه مردم خیلی از لحاظ روحی آسیب دیده و افسرده هستند با همچین برنامه ای میتونیم با خوندن سرودهای انقلابی و کف زدن و احساسی که از اتحاد و یکدلی بهمون دست میده کلی انرژی مثیت بین هم پخش کنیم … وای چه روزی میشه اگه همه موافق باشن
3 – با اطلاعاتی که جمع کردم میدونیم که نیروهای ضد شورش خیلی کمتر برای این نوع مبارزه اموزش دیدن و عملا کل استراتژیهاشون برای مقابله باد هوا میشه … چون هیچ بهانه ای برای مقابله ندارن … هیچ جام آسیب نمیبینه به بهانه مزاحمت و ترافیک وآشوبم نمیتونن با مردم برخورد کنن … تازه پرو بازیم در اوردن خفت کردنشون راحتتره
4 – چون مناطق وسیعی خیل عظیم مردم پخش میشن نیروهای اونا مثه 5 شنبه گیج میشن و عملا قدرت مانور رو از دست میدن
5 – همه میتونن از جمعیت پائین دست خودشون براحتی فیلم برداری کنن و احتمالا فیلمهای خوبی میشه و عظمت حضور مردم کاملا مشخص میشه .. ا.ن. از حرص احتمالا پس میافته
6 – اصولا هیچ کس به دسته هائی که ایجاد میشه نمیتونه گیر بده چون همه معمولا دسته جمعه و گروهی میرن کوه … مثلا بچه های دانشجو با هم کسبه های یه محل با هم … هم محلیا با هم .. فامیلا با هم .. جمع دوستا با هم
7 – چون صدا تو کوه میپیچه تاثیر شعارها چند برابر میشه .. منبعشون معلوم نیست و کلا حس بسیار جالبی خواهد بود .. جوونا میتونن برن جاهای دور افتاده شعار بدن دست هیچ کسم بهشون نمیرسه
8 – هم ورزشه هم اعتراضه هم تحکیم وحدته ….هم یادبود شهیدا میتونه باشه با حرکتهای نمادین مثه گرفتن پارچه های سبز و حمل اونها به عنوان تشییع جنازه نمادین
9 – جوونای اروپای شرقی این کارو میکردن و تمام هماهنگیهاشون رو تو کوهها انجام میدادند و بسیار هم موفق بودند
10 – میتونه باعث حضور مردم تمام شهرستانهای کوچیک و بزرگ بشه مخصوصا شهرهای کوچیک که به علت برخورد شدید و سریع به هیچ عنوان امکان راهپیمائی ندارند
11 – این حرکت بصورت نمادین میتونه در تمام دنیا همزمان انجام بشه اونجاها که شبه یاد بود شهدا رو با شمع این چیزی برگزار کنن … جاهائیم که روزه که کوهپیمائی هستش
12 – با روبانای سبز و اسپری و این جور چیزی کوهارو سبز میکنیم و یا نمادهای یادبود برای شهدا در کوهها درست میکنیم که این حرکت ادامه دار بشه
13 – میشه عنوان روز سبز با طبیعت با اعتراض سبز با طبیعت رو روش گذاشت
14 – میشه برنامه هائی مثه تمیز کردن کوهها و کوهپایه ها و از این جور چیزارم بهش اضافه کرد که دیگه عمرا بتونن گیر بدن … فیلماشم پخش میشه اگرم گیر بدن مدافعان طبیعت و انجمن های سبزم به جمع مخالفاشون اضافه میشن و حسابی رسوا میشن که از ترس حتی به فکر طبیعتم نیستن .. وای خدا چه شود
15 – وقت داریم میتونیم پوستر طراحی کنیم ، اطلاع رسانی کنیم ، به آقایان مخملباف و سازگارا اطلاع بدیم اعلام کنن برنامرو ، زنگ بزنیم bbc , voa و اطلاع رسانی کنیم
16 – چون این حرکت میتونه در راستای حمایت از طبیعت و هوای پاک تلقی بشه میشه به رسانه های خارجی اطلاع رسانی کر ، احتمالا خیلی استقبال میکنن و کلی از هوش ایرانیا که حتی تو اعتراض هم برای خودشون راههای ابتکاری دارن حمایت میکننمثلا اکونومیست و سی ان ان
17 – همراه داشتن چوبدست و عصا و وسایلی از این دست در کوه طبیعیه و کسی نمیتونه گیر بده در مواقع لزوم هم میشه ازشون به عنوان وسیله دفاعی استفاده کرد
راستش از احساس شعف و غروری که در صورت اجرای این برنامه بین ملت عزیزمون ممکنه پا بگیره خودم
هیجان زده شدم … ترو خدا اگه فکر میکنین که ایده خوبیه هر طرح و برنامه ای میتونین برای برنامه ریزی و اجراش اعلام کنین تا با همفکری بزرگترین کوهپیمبئی اعتراضی تاریخ رو مثه طومار سبز برگزار کنیم … اونائی که خارجن دارن بزرگترین طومار سبز رو مینویسن و ما که داخلیم هم بزرگترین کوهپیمائی سبز رو راه میندازین
برنامه میتونه از صبح جمعه ساعت 8 یا 9 صبح شروع بشه بره تا …. و تبدیل بشه به یک برگ زرین دیگه از تاریخ ایران بزرگ
به امید پیروزی
همیشه سبز باشید
جنبش سبز کجا می رود
جولای 27, 2009برخی به من ای – میل و کامنت فرستادن که چرا از اون متنهای جذابت خبری نیست ، نکنه وبلاگت هک شده ولی میخواستم در چند جمله بیان کنم : در مملکتی که ما چند سال است مبارزه کردیم توی وبلاگها ، توی صحبتامون ، توی حرفامون ، تا به هویت ملی خودمون به تاریخ ملی مون ، به فرهنگی ملی مون برگردیم ، کار ما به جایی رسید که نمازجمعه برای ما شد مقدس ، الله اکبر شبانه شد مقدس ، مراسم مذهبی شد مقدس ، تا دیروز دعا نبود ، اما حالا دعا جای عمل را می گیرد ، هاشمی رفسنجانی جای خدا را برای ما گرفت ، مجلس خبرگان که تا دیروز برایش اعتبار قائل نبودیم شد پر اعتبار ، دولت غیرقانونی افرادش برای ما مهم شدند ، من دیگر چه می توانم بنویسم ، ملتی که در یک شب امام حسینش می شود شمر و در یک شب کاوه آهنگرش می شود ضحاک ، قلم برای او به کار نخواهد آمد . جنبش خاموشی سبز فراموش شد ، اصلا رنگ سبز هم دارد فراموش می شود ، جای حرکت جنبش سبز را خبرهای بیت رهبری و ریاست جمهوری گرفته ، الان که دارم می نویسم یک دستبند سبز توی دستم هستم نه برای موسوی ، بلکه برای شهدای راه آزادی ، برای ادامه راه جنبش ، اما هیهات جنبشی که ما از آن میخواستیم به نفع هویت ملی بهره بگیریم ما را دارد به اول انقلاب سوق می دهد ./ در هر صورت ما جنبش را ادامه خواهیم داد ، اما دلیل نمی شود که برای ما هاشمی مقدس شود ، حکم مجلس خبرگان مقدس شود ، حتی من خیلی ها را می بینم که خوشحالی می کنند که فلان جا فلانی عقب نشینی کرد و فلان جا فلان کس عقب نشینی کرد ، اما شما تاریخ سی ساله این حکومت رو مطالعه کن ، حتی ما ها یک بار کتاب در این مورد هم نخوندیم ، کردستان رو چگونه سرکوب کردند ، مجاهدین را چگونه سرکوب کردند ، توده را چگون خواباندند ، مخالفین حجاب چگونه ساکت شدند ، 18 تیر چگونه ساکت شد ، چند عقب نشینی پشت سر هم ، خوشحالی طرف مقابل ، دلداری زخم خوردگان و سپس حمله نهایی . ما الان موقع جیک جیک مستون خوندنمون نیست ، ما حتی نتوانستیم یک جامعه متحد سایت و وبلاگی برای ادامه راه جنبش سبز تشکیل بدهیم . هر وبلاگ امروز یعنی یک روزنامه یک تلویزیون یک رادیو یک خبرگزاری . اشکالات رو گفتن برای بهبود جنبش است ولی ما حتی اشکالات جنبش را هم در نطفه خفه می کنیم
نوستر آداموس ، جنگ جهانی سوم و مشروعیت دولت
جولای 27, 2009این پیشگویی های آنجا ارزش پیدا می کند که زمینه های جنگ جهانی تقریبا همه در آن پیش بینی شده ، رفتن محمدرضا پهلوی به مصر ، انقلاب ایران ، مرگ انور سادات ، جنگ خلیج فارس ، ماجرای یازده سپتامبر و حمله آمریکا به عرراق در آن پیش بینی شده است . این پیشگویی ها احتمالا از یک جنگ احتمالی که ایران آغاز خواهد کرد سخن گفته است و این جنگ می تواند توسط دولت ایران که در داخل مشروعیت ندارد آغاز شود تا نیروهای داخلی را سرکوب کند .
1- وقتی قدرتهای نیمکره شمالی با هم متحد شوند، ترس و هراسی هولناک بر می خیزد روزی دو رهبر بزرگ با یکدیگردوست خواهند شد و سرزمین جدید به اوج اقتدارخواهد رسید آنگاه مردی خونخوار دوباره ظهور خواهد کرد. (میتواند به دوستی ایران با چین یا ایران با روسیه اشاره داشته باشد ) .
2- در جوشایی احساساتی تند، قلبها، دستها و پاها، یکدیگر را میپذیرند. آتشها، موجها و شمشیرها، در پرشیا خیزش میکنند، و زان پس، نجیب زادهای نابود میشود؛ او از سر کم اندیشی، یا کشته میشود یا خود می میرد. (اشاره به انقلاب ایران و محمدرضا پهلوی و زادگاه او آلاشت که در اطراف می گویند نسل ساکنینش به جمشید شاه بزرگ ایرانی می رسد )
3- مرد مشرقی از محل استقرار خویش خارج خواهد شد، برای دیدار فرانسه از کوه آپونین خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف ها، دریاها و کوهها گذر خواهد کرد و همگان را با عصایش مضروب خواهد کرد. (می تواند به یک حمله هوایی به فرانسه اشاره کند)
4- دو محاصره، در گرمایی سوزان انجام می گیرد.آن مرد، از فشار تشنگی، بخاطر دو فنجان مملو از آب، کشته میشود(احتمالا محاصره اقتصادی و محاصره نظامی ایران اشاره شده است )
5- دژ نظامى، مملو مىشود،و یک آرمانگراى کهنسال نشانههاى ایران را به اهالى ژنو (سازمان ملل متحد) نشان خواهد داد. (میتونه اشاره به احمدی نژاد و گفته هاش توی کنفرانس ژنو داشته باشه)
6- اهالی مسلمان پس از جنگى مذهبى که هسته آن از لبنان شروع مىشود و عمدتاً علیه اسرائیل است، جهان را به تسخیر خود درمىآورند ،کشورهای حامی اسرائیل نیز وارد معرکه می شوند و سپس جنگی جهانى و عظیم رخ خواهد داد و نیمی از جهان نابود خواهد شد. (همین روزها می بینیم که سران آمریکا پی دی پی به خاورمیانه سفر می کنند تا جلوی جنگ احتمالی اسرائیل به لبنان رو بگیرند)
7- در هنگامه دمیدن خورشید،آتش بزرگ، دیده خواهد شد؛صدا و روشنایى،در امتداد شمال، ادامه خواهد یافت. (میتونه به یک آزمایش بمب هسته ای اشاره داشته باشه)
8- شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، دیده خواهد شد. در مرکز زمین، جنگ و خشکسالى به بار مىآید، کمک خیلى دیر مىرسد. پرشیا (ایران) حمله آورده و ماگدونیا و در جاى دیگر مىگوید (مقدونیه) را به محاصره درمىآورد.
9- آن مرد،با سلاحها و آتش درخشان،در نزدیکى دریاى سیاه،از پرشیا براى تسخیر ترابوزان خواهد آمد. فاروس و میتیلن به لرزه در خواهد آمد؛خورشید،دریاى آدریاتیک را که مملو از اجساد اعراب است،روشن خواهد کرد. (بمب اتمی در دست ایران)
10- وقتی قدرت های نیمکره ی شمالی در شرق با هم متحد شوند ترس و هراسی هولناک بر می خیزد روزی دو رهبر بزرگ با یکدیگر دوست خواهند شد و سرزمین جدید به اوج اقتدار خواهد رسید آنگاه مردی خونخوار دوباره ظهور خواهد کرد (احتمالا از ایراایران یا چین)
11- کسوفى در پیش خواهد بود که از زمان آفرینش گیتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسیح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنین ظلمتى به خود ندیده است. (کسوفی که چند روز پیش به وقوع پیوست ، طولانی ترین کسوف)
مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پیش خواهد تاخت. از سوى اهالى بیزانس به او خیانت خواهد شد. از شهر قدیمى رودس به پیشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى (مجارستان) متحمل آزار بسیار خواهد شد (احتمالا به استقرار موشک های بازدارنده آمریکا در مجارستان اشاره دارد)
12- هنگامی که سلاحها و زنجیرها در شکم ماهی، گنجانده شوند، از داخل آن مردی خارج می شود که به زودی جنگی بسیار شدید را برپا خواهد کرد. ناوگان دریایی او به دوردستها سفر خواهد کرد. تا آنکه نزدیک سواحل ایتالیا، آشکار خواهد شد.( احتمالا به زیردریایی اتمی ایران یا چین اشاره دارد)
ادامه دارد