نامه کرباسچی به ملت ایران قبل از انتخابات

ياران و همراهان؛

اينك كه كابوس دست هاي پينه ي بسته ي پدر، شانه لرزان مادر و هق هق كودكان اين خاك آشنا، خواب از چشم ترمان ربوده، اينك كه بر آن شده ايم تا براي تغيير، پاي در راهي خطير بگذاريم و لحظه اي نيز هراس به دل هايمان راه نداده ايم، اينك كه يقين داريم فردا از آن ماست.

سخني ديگر با شما بايد؛

راهي كه ما برگزيده ايم و بازو به بازوي هم آن را پيموده ايم، راهي است به سوي ايراني آباد و آزاد و اينك دوشادوش هم تا پايان، منزلي بيش نمانده است. راهي كه بي شباهت به هفت خوان رستم نبوده است، راهي كه اميركبيرها را به مسلخ كشاند ، راهي كه ادامه راه سرخ خون ستار خان و باقرخان، طالقاني ها، مصدق ها و بازرگان ها و …است. راهي كه در آن زنجيرها گسسته ايم، ديوار ها شكسته ايم، تركه هاي الف از سر گذرانديم و هزاران ديو سپيد را به سياهي نشانديم واكنون تا شكستن بغض هايمان، تا برآمدن خورشيد بر فراز سهند، سبلان و زاگرس، گامي بيش نمانده است.

ياران و همراهان؛

اينك که بازو در بازوي هم داده ايم تا خليج مان هميشه فارس باشد و آسمان مان آبي، كارون مان خروشان و دلهايمان روشن و فرداي مان سپيد. دست هاي پر مهرتان را در جاي جاي اين خاك خوب مي فشارم وبه گرماي خورشيد جنوبش، صلابت كردستانش، مهرباني مادرانش، سخاوت گيلانش، جنگاوران تركمانش، شهامت تنگستانش، غيرت تركانش، بزرگي سيستانش، مردي بلوچانش، پايداري اصفهانش و پهناي خراسانش سوگند ياد مي كنيم كه در راه اعتلاي خانه ي پدري مان، ايران مان، پا سست نكنيم. با آنكه كم بوديم و كم داشتيم اما كم نخواستيم، با آنكه ساده بوديم اما ساده نيانديشيديم، با آنكه رنگ نگرفتيم و سپيد مانديم ليك ايمان داشتيم و برای آخر شدن قصه ي غصه ی کودکی هایمان صادقانه و مومنانه کوشیدیم.

ايران تويي كه سبز مي خواهیمت، سبز جنگل؛ تويي كه سرخ مي خواهیمت سرخ آتش؛ تويي كه سپيد مي خواهمت ، سپيد صبح.

همراهان هميشگي؛

اينك گاه، گاه تغيير و دگرگوني است ، گاه يكي شدن، گاه كوچ، بگذار فرياد مان از مرزهاي اين وطن كهن بگذرد و گوش فلك و فلكيان را كر كند تا نظاره كنند خروش ايران را، آن هنگام كه فرزاندان پاكش از آتش فشان ها خروشنده ترند.

وطن، تويي كه با ديدن سه رنگ پرچمت، نام بزرگت بر زبان جاري مي شود و اشك هايمان در پهناي صورت، ارس مي شود و ميرود تا هميشه. بدان كه با همه ي نداشته هاي مان، با همه حضيض ها و دشمن ها و عداوت ها، براي تو دل استوار كرده ايم كه راه ما، راه مردان خداست، راه تغيير، راهي بي يازگشتي كه تنها پهلوانان را فرا مي خواند.

گوش كن از هرجا و هر كران، بانگ و غريو مي آيد كه بپاخيز. اي خاك آشنا، با هر نفس تو را مي خوانم و درهر قدم به فرداي تو نزديك مي شوم. تا سپپدي سحر، تنها منزلي بيش نمانده است كه قافله سالار مان بيدار است و راه بلد.

ياران خوبمان، سخن كوتاه مي كنم ، در این فرصت کوتاه باقیمانده تا انتخابات علی رغم همه فشارها و محدودیت ها تلاش باید افزون کرد، ولی تغيير را عمل بايد و نه حرف و از این رو همه در روز انتخابات پرصلابت همچون همیشه به کروبی رای خواهیم داد ،

بدانيد چنانچه در پناه يزدان منان افتخار خدمت كردن اين خاك پاك و ملت بزرگ در تقدير مان باشد، با ايمان به تغييري كه در دل داريم، ريشه هاي خشك فساد و تبعیض را بر مي كنيم و اگر از اين مهم محروم مانديم، حكمت الهي را گردن مي نهيم، اما بدانيد كه راه، به پايان نمي رسد و تا برآمدن خورشيدمان از پس ابرهاي تيره بر اين طريق استواريم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: