از این پس خود ما رهبریم

دلخوش نباشید که آب و برق را مجانی می کنیم ، اتوبوس را مجانی می کنیم ، مسکن می سازیم ، دلخوش به این مقدار نباشید ، معنویات برای شما می آوریم ….. این محمدرضای پهلوی این خائن خبیث مملکت ما را ویران کرد … نمی توان از استبداد سیاسی دوران محمدرضا پهلوی گذشت اما ما چه بودیم و چه شدیم ، آب و برق و اتوبوس مجانی هم نمی خواهیم ، مسکن هم نمی خواهیم برایمان بسازند ، اما معنویات ما چه شد ، امروز پا به هر کوچه که میگذاری چند معتاد می بینی ، امروز پا به هر محله می گذاری پر شده است از دختران فراری ، امروز گزارش تلویزیونهای دنیا را می بینی کشورهای حاشیه خلیج فارس پر شده است از دختران ایرانی ، آمار دزدی و سرقت خود حکومت را نگاه می کنی وحشت آفرین است ، فقر را هم نمی توان گفت ، یکی از گرسنگی کنار خیابان دراز می کشد و با نان خشک شب را به صبح می رساند ، یکی دیگر را می بینی تمام زندگیش این است که چکهایش را پاس کند و از زندگی هیچ نمی فهمد ، ما به چه چیز خود می نازیم ، در روز چند بار صفحه حوادث را روزنامه ها را می نگریم ، پدر از فرط فقر فرزندانش را کشت ، فرزندی برای پول مواد مادرش را به قتل رساند ، حتی دیگر از بنیان خانواده های ما چیزی نمانده ، از مهمان دوستی ما فقط اسمی باقیمانده و عملشض دیگر از بین ما رفته . پول نفت و گاز را از ما بگیرند ما باید از گرسنگی مثل کشورهای آفریقایی یک گوشه بیفتیم و بمیریم ، کشور ما کشوری توریستی هم هست برای آینده اما دیگر چه چیزی دارد برای ما می ماند تا جذب توریست کنیم ، تمام آهوان و پرندگان حیات وحش ما را در این سی سال منقرض کردند ، جاده زیبای چالوس (جز 7 جاده زیبای دنیا) را دارند از بین می برند ، درختان جنگل گلستان را یک به یک قطع می کنند ، دریاچه های ما یک به یک خشک می شود و جنگل و کوهستان دل انگیز کلاردشت کم کم از بین می رود و … ، تخت جمشید را سنگ به سنگ می دزدند و شهرهای زیر خاک ما را یک به یک غارت می کنند ، از فرهنگ برای ما چه مانده است تا از نظر فرهنگی در دنیا افتخار کنیم مولانای ما را ترکیه برداشت ، ابن سینا را کویت ، زرتشت را تاجیکستان ، نظامی را آذربایجان ، اقبال را پاکستان و … ، از نظر تولید فرهنگ به کجا رسیده ایم کشوری که اخوان ثالث و فریدون مشیری ، نیما و سهراب سپهری را به دنیا عرضه کرد اینک هلالی و حدادیان را به بیرون عرضه می کند . از نظر چهره بین المللی کجا قرار گرفته ایم هر جای دنیا می رویم از همان ورودی برخوردی با ما می کنند انگار که ما یا دزدیم یا قاتل .
جوانان ما را مانند ضحاک ماردوش یک به یک نابود می کنند ، یک به یک اعدام می کنند ، روشنفکران ما زیر شکنجه اند . جوان 19 ساله را زیر شکنجه کشتند بعد هم خبر را تحریف کردند و گفتند تیر خورده و کشته شده تا زیر فشار بین الملل قرار نگیرند ، ندا را آنگونه کشتند و اینها حتی به معلولی مثل سعید حجاریان رحم نکردند ، احمد زیدآبادی را چه باد گفت . دانشجویان دکترا که یک بیسواد بسیجی به آنها پامرغی و کلاغ پر می داد را هم نمیتوان وصف نمود ، دیگر همینها بس است .
این همه بلا سر ما آورده اند ، باز هم نشستیم و میخواهیم ببینیم که هاشمی برای ما چه میخواهد بکند یا موسوی چه کلاهی برای ما دوخته است ، موسوی با سکوتش در این چند هفته و تقریبا ساکت کردن جنبش بزرگترین لگد را به ما زد . از این پس خود ما رهبریم .

Advertisements

7 پاسخ to “از این پس خود ما رهبریم”

  1. piyam grami Says:

    rahbran ma javanani hastand ke ke ba khon khod nehal azadi ra abyari mikonand
    mosaviha va…. inha brg sokhteh ciyast hastand va digar braye ma azadi be armaghan nakhahand avard
    dorod bea javanani ke tah azadi ra khob pida kardand
    mo pirozim va pirozi az oune mast
    hame be pish ke frda dir ast

  2. facebook Says:

    ايرانى آزاده! جهان چشم به راه است
    ايران كهن در خطر افتاده، خبر شو

  3. a Says:

    akhe adame nafahm ba in harfet 30 sal mioftim aghab dobare
    mifahmi chi migi?

  4. b Says:

    Avaleen hokoomate interneti,biyaeen dorostesh koneem

  5. آزاده (کانادا) Says:

    بیایید متحد شویم

    گذشته چراغ راه آینده است
    تاریخ را مطالعه کنید
    از کشتارهای دهه شصت درس بگیرید.
    ببینید جوانان دیروزچه اشتباهی کردند؟ شما جوانان امروز اشتباه آنها را تکرار نکنید.
    تفرقه ی میان جوانان دیروز بزرگترین عامل شکست آنها بود. یکی مجاهد خلق شد یکی توده ای یکی حزب الهی شد یکی حزب کارگری
    رژیم اسلامی برای اینکه پا بگیرد و ریشه بدواند مخالفان خود را کشت در ضمن همین کشتارها موافقان متفکر خود را هم در جبهه های جنگ به کشتار گاه فرستاد تا حرف زیادی نزنند.
    آقای رفسنجانی مسئول کشته شدن صدها هزار ایرانی است که در جنگ فرسایشی ایران عراق به جبهه رفتند و شهید شدند
    در آن زمان او با آرامش مخصوص خود تصفیه های درونی را نیز انجام داد
    با کشتار موافق و مخالف, ماندند عده ای بی طرف مثل من ؛ بدون گرایشات فکری خاص.
    برخی از مخالفان نیز جانشان را برداشتند و رفتند در کشورهای دیگر و زندگی کردند و در حین زندگی کردنشان هی داد زدند مرگ بر رژیم خونخوار اسلامی اما صدای آنان رسا نبود چون پراکنده بودند خواسته های پراکنده داشتند در واقع متفرق بودند.
    بیایید تمام گرایشات فکری خود را کنار بگذاریم همه با این حکومت ضد بشری مخالفیم چه کمونیست کارگری (سرخ) و چه سبز پوشهایی که ظاهرا با اسلام گرایی مخالفتی ندارند
    چه طرفداران رضا پهلوی که اکنون بجای سلطنت , دمکراسی می خواهند و چه سوسیال
    دمکرات هایی می دانند شاپور بختیار چقدر عمیق فکر می کرده است.
    در آغاز انقلاب اسلامی ما شانس های زیادی داشتیم ولی متحد نبودیم و بدون رودربایستی سواد عمومی جامعه کم بود
    این انقلاب به نظر من انقلاب متخصصها و باسوادهاست و کار کمی اسانتر است
    ما همه می دانیم چه را نمی خواهیم
    می دانیم دیکتاتوری نمی خواهیم
    همگی متفق القولیم که آزادی می خواهیم
    برای بدست آوردن آزادی باید آزاد اندیشید
    آزاد اندیشی نیاز به بردباری و صبر دارد
    با ازاد اندیشی می توان به دمکراسی رسید
    اکنون مطمئن باشید رژیم در درون خود عوامل منحدم کننده را ایجاد کرده است
    این عوامل منحدم کننده تفرقه ای است که به تازگی درون رژیم ایجاد شده است رژیم برای بدست آوردن اتحاد دوباره و از بین بردن این تفرقه نیاز به قربانیانی دارد. ممکن است حتی یک جنگ خارجی راه بیاندازد تا به اتحاد درونی دست یابد همانکاری که در آغاز دهه شصت انجام داد
    مواظب باشید شما جوانان آزادی خواه امروز قربانی نشوید گول ظاهر فریبی رفسنجانی ها را نخورییم
    اتحاد بزرگترین عامل پیروزی است بیایید متحد شویم
    به امید بیگانگان ننشینیم آنها دلشان برای ما نمی سوزد منافع خودشان را دنبال می کنند
    جمهوری اسلامی را دمکراتهای آمریکایی علم کردند که روسها آن را از امریکایی ها دزدیدند ایرانیان خارج از کشور با این همه ازادی هنوز متحد نشده اند به امید آنها نیز نباشید
    مطمئن باشید از دل خود شما ایران نشینان هماهنگ کننده ای برخواهد خواست
    اگر موسوی هماهنگ کننده خوبی نباشد دیگری پیدا خواهد شد
    شما جوانان با هوش فراوان خود دنیا را متحیر کرده اید
    انقلاب اینترنتی یکی از کوبنده ترین ابزارهای ساخت بشر است که شما ان را به خوبی درک کرده اید با آن آزاد اندیشی را در میان پیام هایتان رواج دهید
    دیگران را عادت دهید مانند شما ازاد فکر کنند
    انوقت خواهید دید به چیزهایی دست یافته اید
    پایدار باشید و پاینده ایران

  6. mina Says:

    doostan
    ma nabayad delemoono be moosavi va hashemi khosh konim oonha mikhahand nezam ro hefz konand va faghat ye estehale va ye thagheere koochik anjam bedand .yadetoon bashe ma koshte nadadim ke nezame jomhoori eslami hefz beshe.yadetoon bashe ma khastehamoon tagheere hokoomate akhoondiye fashisti hastesh va dar kenare an tagheere kamele ghanoone asasi.pas khodemoon bayad dastbekar beshim va az tareeghe internet bayad in jonbesho hedayat konim bayad say konim mardome iran ro bidar konim va armanha va khastehaye manavishoono beheshoon yadavari konim.bayad avalin kari ke mikonim agaheshoon konim be har raveshi ke shodein kar agarche vaght mibare amma mofide ma baraye pishbordane in jonbesh bayad aval amadesazi va khabar resani konim..

  7. م.ت Says:

    دوستان، همراهان، جنبشیان سبز، طرفداران اصلاحات، سبزاندیشان، دگراندیشان! این چه طریقه ایست که برخی از شما در پیش گرفته اید؟ چرا این همه عجله؟ این همه هیجان؟ این همه شتاب برای چیست؟ نکند دچار ذوق زدگی شده اید و می خواهید قال قضیه را یک جا بکنید؟ ای کاش می شد! اما افسوس که با هیجانی و احساساتی عمل کردن راه به جایی نخواهیم برد و امتیاز به حریف خواهیم داد. تاریخ این را اثبات کرده. البته من خود را در حدی نمی بینم که کسی را پند دهم و خود محتاج پند و نصیحتم، اما در این مدت، رفتارهایی دیدم و سخنانی شنیدم که نتوانستم ساکت بمانم و حرف دلم را نزنم.
    یاران! کمی صبر، کمی تامل داشته باشید. برای پیروزی در یک نبرد، همیشه و پیوسته و لاینقطع نباید در حال حمله کردن بود؛ گاهی لازم است برای تجدید قوا، عقب نشینی کرد. چرا میر حسین موسوی را متهم می کنید به اینکه بیکار نشسته و ما را به حال خود وا گذاشته؟ این چه انتظاری است که از او دارید؟ نمی بینید که به شدت در محاصره است و تمام امکانات را یکی یکی او گرفته اند؟ نمی بینید که حاکمان، منتظر کوچکترین حرکت مشکوک از جانب ایشان و جناح شان اند تا در حرکتی غافلگیرانه او را سرکوب کنند؟
    با این حال موسوی ذره ای از مواضع خود مبنی بر ابطال انتخابات و مشروع ندانستن دولت فعلی کوتاه نیامده. او دارد سنجیده عمل می کند. گاهی با بیانیه، گاهی با سخنان بی پرده، گاهی با سخنان در پرده، گاهی با رفتارهای خاص و معنا دار، مثل همین دیدار از خانواده های شهدا و داغدار اخیر.
    چرا کمی صبر نمی کنید؟ انتظار معجزه را از وی دارید؟ آیا می خواهید وی بیانیه پشت بیانیه صادر کند و مردم را به خیابان ها فرا بخواند و گروه گروه آنان را در معرض کشته شدن قرار دهد؟ آیا این راهش است؟ این گونه می توان پیروز شد؟
    در چنین شرایط حساس، بسته، و خفقان آوری نمی توان و نباید بی مهابا عمل کرد. من مدافع محافظه کاری نیستم و به شدت از آن متنفرم، اما اعتقاد دارم که باید درایت داشت و با استراتژی جلو آمد، حتا اگر لازم شد عقب گرد کرد، اما در فرصتی مناسب، ضربه ی کاری را فرود آورد.
    تاریخ رزم های حماسی را مطالعه کنید، به خصوص جنگ های سامورایی را، پر است از این گونه تدابیر و استراتژی های جنگی برای نیل به پیروزی. یقیناً تکه تکه و جسته و گریخته عمل کردن، جمع را از هم می پاشد. جنبش، یک راس و یک رهبر می خواهد تا همه را زیر پرچم خود هدایت کند. چرا فکر می کنید بدون رهبر هم می شود پیروز شد؟ این طریق عمل کردن، فرسایشی است و قوای مارا هدر می دهد، از آن طرف، حریف را که از پشتوانه ی رهبری و قوای مسلح برخوردار است بر ما مسلط می کند.
    سعی نکنید همین نقطه ی قوت و اتکای مان را خراب کنید. این کار به نفاق و پراکندگی می انجامد. اگر خواستار ایرانی آزاد، آباد و متحد هستید، میرحسین موسوی همان گزینه ی مناسبی است که در مسیر مان قرار گرفته؛ او که شهامت و جسارت خود را به ما نشان داده. چرا برخی از شما او را با عبارات توهین آمیز می خوانید و تیشه به ریشه ی جنبش سبز خود می زنید؟ شاید در انتظار همان سلطنت طلبان گذشته و وارثانشان هستید تا دوباره بیایند و ایران عزیزمان را به نام خودشان چپاول و مصادره، و جیبهای شان را پر کنند؟ همانند آنچه اینان می کنند؟
    چه کنیم که ایرانی هستیم و مراممان افراط است یا تفریط. همیشه احساساتی عمل کرده ایم و از منطق دور بوده ایم.
    چرا حال که انسانی آزاده، روشنفکر و راستین که هیچ نکته ی تاریکی در گذشته اش نداشته، دوران 8 ساله ی جنگ را به خوبی اداره کرده، و کاردانی و عرضه ی خویش را در مملکت داری به اثبات رسانیده و حال با کوله باری از تجربه به میدان آمده، هوای او را نداشته باشیم، غنیمتش نشمریم، پشت و حامی او نباشیم؟
    مگر ما چه می خواهیم جز کشوری آزاد و ایرانی پرغرور. چرا کارشکنی می کنید و این گوهر گرانقدر را قدر نمی شناسید؟
    یاران! به او مهلت دهید. من نمی گویم که او مقدس است و بی ایراد، و یا هاله ای از نور وی را فرا گرفته! نه، اصلاً! چنین باوری ندارم، و باور به وجود چنین انسانی هم ندارم. من می گویم به او فرصت دهیم تا کار جنبش را بدست گیرد. حال که او تا به اکنون آنقدر مرد بوده که پا عقب نکشد و در برابر این رژیم خونخوار و تمامیت خواه، بی باکانه و مردانه بایستد و حرف اش را بزند، به او اجازه دهیم تا هدایت این جنبش را با درایت و با افزون تر کردن قدرت خویش بدست گیرد. اگر دیدیم در میانه ی راه حرف از سازش می زند، یا خسته شده و مرد راه نیست، آن وقت او را کنار نهیم و به طرق دیگر جنبش خود را هدایت کنیم. بگذارید تا وی جبهه ی سیاسی خویش را که بی شک بیش از بیست میلیون عضو خواهد داشت به را ه بیندازد. بگذارید در کنار این جبهه با ترفندهای حساب شده و در اختیار گرفتن تدریجی نیروهای مختلف جامعه، قدرتمان را روز به روز بالاتر ببریم.
    با تامل و تفکر بیشتر قدم برداریم تا خون های کمتری بدهیم و خانواده های کمتری را داغدار کنیم. پراکندگی و باری به هر جهت بودن، ثمره ای نداشته و به شکست منجر می شود.
    بگذارید همچون درختان آن جنگل قصه ها که روزی شاخه هایشان را یک به یک به هم گره زدند تا آنقدر ضخیم شدند که دیگر تبر جلاد اثری بر آن نداشت، سرانجام «تیشه ی بی ریشه» را از جنگل سبزمان بیرون برانیم و ریشه ی «زر و زور و تزویر» را بخشکانیم.
    این حرف و حدیث و اعتقاد و باور من بود تا یاران چه بخواهند و صلاح بدانند.
    مرا بر پرگویی ام ببخشید!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: