14 مرداد ، روز برخاستن آذربایجان

روز 14 مرداد نزدیک است ؛ روز 14 مرداد ، سالروز مشروطه است ؛ این روز درست است که مربوط کل سرزمین ایران است اما اگر بخواهیم منطقه ای را بعنوان نوک پیکان جنبش مشروطه را مشخص کنیم ؛ آن منطقه آذربایجان است ، خواستگاه دلیران آن سرزمین ، ستارخان و باقرخان . مردم آذربایجان 14 مرداد روز شماست ، برخیزید نشان دهید که نخفته اید ، نشان دهید که خون بابک در رگهای شماست ، به ما نشان دهید که از بابک آزادیخواهی اش را به ارث برده اید ، نشان دهید که از ستارخان و باقرخان فقط نام دلاوری را به دوش نمی کشید . نشان دهید به ما که شما فرزندان رستم فرخزاد سردار دلیر آذرآبادگانی هستید که رهبری لشکر ایران را مقابل اعراب بر عهده داشت . 14 مرداد روز مشروطه ، روز تحلیف احمدی نژاد ، روز برخاستن آذربایجان است .

Advertisements

27 پاسخ to “14 مرداد ، روز برخاستن آذربایجان”

  1. hamed Says:

    سلام دوست عزیز

    از مشروطه گفتی و از آذربایجان، ایکاش آنزمان آذربایجان را تنها نمی گذاشتید. از بابک گفتی، ایکاش او را در برابر خلیفه به امان خدا ول نمی کردید. من هم از پیشه وری می گویم، ایکاش اورا که خواستار اجرای قوانین اساسی ایران بود تجزیه طلب نمی خواندید که اگر بود برای خود وزیر جنگ و وزیر خارجه و پرچم انتخاب می کرد که نکرد. ایکاش روز 21 آذر، روز کشتار هزاران نفر از مردم آذربایجان را روز آزادی اذربایجان نمی خواندید که ظلم و آزادی یک جا جمع نمی شود. ایکاش شریعتمداری را تنها نمی گذاشتید که او و مردم آذربایجان را تهدید به بمباران هوایی کنند و به بیرحمانه ترین شکل سرکوب کنند. ای کاش در 1 خرداد 85 ، در حالی که مردم آذربایجان از خشم توهین روزنامه ایران می سوختند و از داغی گلوله آتش می گرفتند و جوانانشان پرپر می شدند، فقط به زبان از آنها حمایت می کردید که نکردید. ایکاش می پذیرفتید که رسم هموطن ماندن احترام به یکدیگر و به حقوق یکدیگر است. ایکاش قبول می کردید که ما هم حق داریم به زبان مادری بخوانیم و بنویسیم. ایکاش آنقدر برای آذربایجان احترام قایل بودید که می پذیرفتید خود در باره آینداش تصمیم بگیرد، که نیستید. ای کاش آذربایجان را فقط برای روزهای سخت جنگ و قیام نمی خواستید. که فقط برای این روزها می خواهید.

    ایکاش نداها و سهرابها و کیانوشها در کنارمان بودند. ایکاش روزی برسد که بیاموزیم به هم احترام بگذاریم. که این بسیار مهمتر از تغییر یک رییس کودتا است.

    به امید آزادی

  2. علی بختیاری Says:

    بله بختیاری ها هم که هیچ نقشی نداشتند ! با سپاس از شما دوست آذری.
    ————–
    سرباز ایران : با درود بر شما ، اولا من آذری نیستم ، اگر هم بالا رو خونده باشید گفتم متعلق به ایران و بالاخص آذربایجان ، سردار اسعد بختیاری ، محمد ولی خان تنکابنی (سردار اعظم) ، حسین پاشا ، سردار محیی و … هیچگاه از تاریخ حذف نخواهند شد

  3. علی بختیاری Says:

    آقا انصافا خیلی زور داره ما تهران را فتح کنیم و شاه را ساقط کنیم شما انقلاب مشروطه را مصادره بفرمایید! ای کاش ما هم صدایی داشتیم در ایران عزیز!

    (در ضمن اگر بحث قومیت و اشخاص در میان باشد خلخالی و خامنه ای هم آذری هستند…!!!)

    باز هم از شما سپاسگذارم دوست آذری!!!!
    —————-
    سرباز ایران : کسی نمی تواند شهامت سردار اسعد و یارانش را دست کم بگیرد و همانطور که اشاره کردم من آذری نیستم ، برنامه تجمع اصفهان هم برای تخت فولاد و بر مزار سردار اسعد برنامه ریزی میشه

  4. تیرداد Says:

    شعارهای جدید :
    دشمن ما رهبره
    باید از ایران بره
    ***************
    مرگ براین ولایت
    رهبر بی کفایت
    ***************
    شاه و ولایت یکی اند
    دشمن آزادگی اند
    ما دیگه ولایت نمیخایم
    بند و اسارت نیمخایم

  5. تیرداد Says:

    دوست عزیز آذربایجانی انم من هم همزبان تو هستم ولی این حرفها که نوشتی هیچ ربطی به موج سبز ندارد. صحبت از تغییر یک رییس کودتا نیست صحبت از ژریم خودکامه است که به اختلاف ها دامن می زند . من هم بعضی وقتها احساس کرده ام که شهروند درجه دو هستم اما این موضوع دقیقا برمی گردد به نوع رفتار رژیم که سعی می کند از اختلافات قومی بهره بگیرند. فعلا باید سعی کنیم با اتحاد عامل اصلی گسرش دهنده این نوع رفتارها را از سر راه برداریم . و اینکه این حرف و حدیث ها فقط و فقط در بین یک عده افراد نادان و بی سواد رایج است و لاغیر.

  6. تیرداد Says:

    دوست عزیز آذربایجانی انم من هم همزبان تو هستم ولی این حرفها که نوشتی هیچ ربطی به موج سبز ندارد. صحبت از تغییر یک رییس کودتا نیست صحبت از تغییر ژریم خودکامه است که به اختلاف ها دامن می زند . من هم بعضی وقتها احساس کرده ام که شهروند درجه دو هستم اما این موضوع دقیقا برمی گردد به نوع رفتار رژیم که سعی می کند از اختلافات قومی بهره بگیرند. فعلا باید سعی کنیم با اتحاد عامل اصلی گسترش دهنده این نوع رفتارها را از سر راه برداریم . و اینکه این حرف و حدیث ها فقط و فقط در بین یک عده افراد نادان و بی سواد رایج است و لاغیر.

  7. سعید Says:

    خطاب من به حامد عزیز است که «قومیتی» می اندیشد و قضاوت می کند، در دنیای کوچکی که دلهای مردم از فراز فاصله ها در کنار هم آرام می گیرد، چه کسی به فکر استفاده و
    گماشتگی آذربایجان یا هیچکس دیگر است. می دانم که گروهی در آذربایجان فکر می کنند باید جنبش مردم را تنها بگذارند، اما در حالی که تمام دنیا به کمک ما برخاسته، ادعای برخاسته از «قومیت» گرایی و کینه و گروکشی به چه معناست؟ کدام یک از جوانان ما که در خیابان پرپر می شوند(که چه بسا همزبانان شمایند) مخالف خواندن و نوشتن شما به زبان مادری اند؟ به خدا قسم ما که درد باتوم هایمان آرام نمی گیرد، نماینده تاریخی نیستیم که توی سرمان می کوبی، امروز ظلم و کشتار به هر شکلی توسط هر کسی در دنیا محکوم است و آزادیخواهان دنیا به کمک مظلوم بر می خیزند، آیا جواب آزادیخواه مظلوم این است که چرا پدرانت با پدرانم چنین کردند؟ و امروز به آن دلیل تنهایت می گذارم؟ بوی «ناسیونالیزم افراطی» از این حرفها به مشام می رسد، من را ببخش ولی حداقل من با دوستان آذری ام گفتمان «من» و «شما»ی تاریخی نداریم. احترام به آزادی و حق تصمیم و زندگی حق هر قومیت و ملت و فرهنگی است.

  8. babak Says:

    salam sarbaz mihan ve diger doostan
    Mesele Azerbaycan mesele dirineh hast, mesele bi ehterami az taraf nejad fars hast,doost aziz ye kam ba ensaf fekr kon ta behal cheqerder Torkha raoo maskharae kardi,azizam aya beyad dari majeraye khordad 85 ra , aya majaraye 1945 ra dar tarikh khandi, bebin azizam ari ma ham khastar azadi ve demokrasi hastim, amma aya ba i n hameh afkar fashisti mishavad, aya ta konoon be fekre «OZR KHAHİ UMUMİ AZ TORKHA BE KHATERE TAHQIRE QOMIYETİYESHAN OFTADİ» Aya midani dar qarne 21 mellete Torke Azerbayjan ne mitavened be zabane maderi khodash tahsil nomayad, aya midani darde daneshjuye Torki ra ke taze be tehran miayed ve be khater lehjeye torki daemen morede meskheregiye ham nejadhaye shoma mishavad, Aziz azadii khah ensan e azadi khah Azadi ra beraye hame mikhahed, azadi ra beraye heme

    LOTFEN ye kam fekr koon door az afkara pan farsisti , aya noobat an narasideh ka be ham ehteram begozarim, aya qabool kardan eshtebah pederanetan in qader sakht ast, doost fars man be shooma dar ira n yek zoolm mishavad amma bar ma 2 zolm, azadi beyan ve azadi beyane ehtiyaje ma be zabane madeeiman ,
    ————-
    سرباز ایران : با درود به شما هم میهن آذری ، این رو که مثلا زبان آذری رو مردم مسخره می کنند نمی شود انکار کرد ، اما هیچ شما دقت کردید که پروژه مسخره کردن زبان آذری که از اواسط دهه 60 توسط برخی شروع شده الان تقریبا داره تموم میشه و الان دیگه اون نگاه وجود نداره ، الان ما دنبال یک دموکراسی هستیم ، شما این رو بدون تا موقعی که ولایت فقیه هست وضع شما نه تنها خوب نمیشه بلکه روز به روز بدتر میشه ، در یک حکومت دموکراسی ایرادات رفع خواهد شد اما در یک حکومت دیکتاتوری این ایراد همچنان خواهد ماند .

  9. hamed Says:

    آقای بختیاری
    بنده هرگز رشادت های بختیاری ها را در قیام مشروطه انکار نکردم. و برای بختیاری ها احترام قایلم مثل همه گروه های مردمی دیگر. اما اینکه گفتید سران نظام آذربایجانی هستند، آیا این دلیل می شود که مردم آذربایجان را از حقوقشان محروم کنیم؟

    آقای تیرداد
    همزبان عزیز، همیشه همین سخن را شنیده ایم، فعلا این نظام را سرنگون کنیم تا ببینیم بعدا چه می شود. همان اشتباه ایرانی ها در انقلاب 57 . ما علاوه بر اینکه باید بدانیم چه چیز نمی خواهیم، مهمتر از آن باید بدانیم چه چیز می خواهیم. وقتی هیچکدام از سران این موج به حقوق آذربایجان پایبند نیستند، چه تضمینی وجود دارد که فردای پیروزی اینبار اینها ما را از حقوقمان محروم نکنند؟ ( همان اتفاقی که در انقلاب 57 افتاد ) آیا این سران جبهه مللی نیستند که که معتقد به پارس بودن ایران هستند؟ آیا نامه آنها را در اعتراض به نگارش استانی کتب جغرافی دبستان به وزارت آموزش و پرورش نخوانده اید؟ که می گویند، یاد گرفتن اسامی بومی مناطق بضرر وحدت مللی است؟ همین کامنت ها را بخوانید، آنها حتی قبول نمی کنند که ما به زبان ترکی صحبت می کنیم، می گویند این زبان شما ترکی نیست، بلکه زبان آذری است، شاخه ای از زبان های پارسی باستان. در حالی که حتی نمونه ای برای ادعایشان ندارند. در مورد جمله آخرتان فقط می توانم تاسف بخورم . این جمله شما از صدها تازیانه لباس شخصی بدتر بود. ):

    آقای سعید
    دوست عزیز در آذربایجان کسی راضی نیست شما تنها بمانید. باور کنید آذربایجانی ها نیز باندازه بقیه از دیدن اینهمه کشتار در عذابند. اما آیا فکر می کنید عاقلانه باشد که بدون داشتن طرحی برای آینده بهترین جوانانمان را در همه نقاط ایران به کام مرگ بفرسستیم؟ کسی بخاطر گذشته از دیگران کینه بدل ندارد. که هرچه بوده امروززیان در ان بی تقصیرند. اما آیا نباید از گذشته عبرت گرفت؟ سران جنبش سبز که سکوت آإؤبایجان را دیده اند، چرا با یک بیانیه اعلام نمی کنند که تمام حقوق آنها را برسمیت می شناسند؟ ایکاش نه جوانان پرپر می شدند نه شما درد باتوم می کشیدید و نه ما عذاب تمایز. در مورد نقاط دیگر دنیا گفتید، باید بگویم کسی در نیویورک بخاطر تحصن به مردم تیر اندازی نمی کند اما در آإربایجان چرا. در ضمن آنهاه فقط ابراز همدردی می کنند ( که محترم است ) نه اینکه خود در بطن ماجرا بشند پس لازم نیست مطالباتشان را مطرح کنند. من میگویم اگر بحث آزادی است بیاید برای همه بخواهیم و اگر بحث حقوق بشر است، بیایید تمام بندهای آن را بخواهیم. اما سران اصلاحات و این موج این را نمی گویند متاسفانه.
    در پایان یک گله می کنم. دوستان عزیز. شما ادعا می کنید که به آذربایجانی ها احترام قایلید اما آنها را آذری ربان می نامید، شاید از سر عدم آگاهی باشد. اما آذری زبان ساختگی در کتاب 60 صفحه ای کسروی می باشد که می گوید از شاخه های زبان پارسی است در حالی که تنها نمئنه ای که از این زبان ساخته گی ارایه می کند نقل قول سه بیت شعر است. آیا ممکن است مردمی 6500 به زبانی تکلم کنند و فقط سه بیت شعر از آن بماند. دوستان عزیز ( مخصوصا سرباز میهن ) زبان مردم آذربایجان ، ترکی آإؤبایجانی است، شاخه ای از زبان های ترکی ( شاید مهمترین آنها ). اگر مدعی احترام به مردم آذربایجان هستید چرا از همین نکته شوروع نمی کنید؟ بجای آذری بگویید آذرباجانی و بجای زبان آذری بگویید ترکی آذربایجانی، لطفا

    بازم شرمنده که یکم طولانی شد
    ————————–
    سرباز ایران : نمیدونم شما به تاریخ آذربایجان اعتقاد دارید یا نه ، تاریخی به بلندای سلسله های مانا و اوراتو ، شما با مقایسه ملت بزرگ آذربایجان که در منطقه شمال غرب ایران و کشور آذربایجان و جنوب گرجستان زندگی می کنند با ترکها که افرادی هستند که از آن سوی سیحون و جیحون بوسیله سلسله عباسیان برای سرکوب به ایران آورده شدند ، به خود توهین می کنید .

  10. mosa Says:

  11. تیرداد Says:

    حامد عزیز منظور من از این حرف وحدیث این بود که اختلافات قومی و یا احیانا جوک گفتن فقط در سطح پایین جامعه است .به عنوان مثال شما هرگز چنین مسائلی را در قشر تحصیلکرده نمی بینی دلیلش هم این است که آدم تحصیل کرده انسان را فارغ از نژاد و جنسیت و زبان به دیده انسان نگاه می کند نه چیز دیگر. نمونه اش می توانم به روابطه نوام چامسکی و رضا براهنی اشاره کنم . و یا رابطه موسوی ترک زبان و آقای خاتمی که یزدی می باشند.

  12. علی بختیاری Says:

    آقایان عزیز. دوستان گرامی.

    این که یاد آوری کردم سران نظام از جمله بالاترین آن ها یعنی آیت الله خامنه ای (آقایان آیت الله خلخالی آیت الله مشکینی و خیلی های دیگر!) ترک هستند برای این است که «بعضی» از برادران ترک ما فقط به دنبال بهانه جویی هستند و اصطلاحات «فاشیسم فارس» و «پان فارسیسم» و «شوونیسم فارس!!!» را خود ساخته اند و به کار می برند و با تکیه بر آن ها خود به جمعیتی بالای -5040 میلیون ایرانی فارس زبان توهین می کنند و مظلوم نمایی می کنند که بله این ها جانی و فاشیست هستند و به ما توهین می کنند و سرکوب می کنند و فلان و فلان می کنند!!! قافل از این که «»»»»» اگر «»»»»» قرار باشد مشکلات را گردن قومیت خاصی انداخت پیش از هر قومیتی دیگر… هم ولایتی های آقای خامنه ای در مضان اتهام قرار می گیرند!

    لرها و بختیاری ها و کردها و عرب ها و بلوچ ها حق تحصیل به زبان مادری دارند و شما ندارید؟؟!!! خواسته ی خود را از هم ولایتی دیکتاتورتان طلب کنید چه ربطی به فارس ها دارد؟!!

    اگر کسی هم با جوک مشکلی دارد که «دقیقا» همان جوک هایی را که برای شما می سازند برای ما لرها و بختیاری ها هم می سازند بلکه هم بدتر! شما تافته ی جدا بافته هستید؟!! برای مردم سایر استان ها جوک نمی سازند؟!!! چه شده که شما طلب کارید؟!

    آقای عزیز! بالاترین مقام های این نظام ترک بوده اند و هستند از همه بالاتر هم دیکتاتور بزرگ یزید زمانه ولی مطلقه ی فقیه آقای آیت الله خامنه ای! ( راستی غزنویان و صفویان و قاجارها هم ترک بودند خدماتشان به ایران زمین را فراموش که نکردید؟!!! مخصوصا دوره ی قاجار!)
    این که شما احساس مشکل می کنید ربطی به فارس و پان فارسیسم ندارد به شیوه ی نگاه کردن شما به حقایق مربوط است. در ایران بعد از اسلام تا امروز 70-80% این بازه ی زمانی 1400 ساله حکومت های با ریشه ی ترکی بر ایران حکم رانده اند. من نمی دانم شما دیگر چه می خواهید؟!! قاجارها نبودند که ایران را به اوج بدبختی و فلاکت و فقر و عقب افتادگی کشاندند؟! «»»»»» اگر «»»»»» بحث قومیت و تاریخ و عذرخواهی مطرح است که شما به خاطر خیلی چیز ها باید از مردم ایران عذر خواهی کنید!

    راس نظام دیکتاتوری ولایت مطلقه در دست هم ولایتی خود شماست. اگر ایرادی هست از ایشان انتقاد کنید که ولایت مطلقه هم دارند! نه از فارس هایی که بزرگترین ظلم بعد از حمله ی اعراب وحشی به فرهنگ و زبانشان را همین آقایان هم ولایتی شما که امروز بر سر کارند بر آن ها وارد کرده اند! رفتار و عملکرد و عقاید آقایان خلخالی و خامنه ای بهترین سند برای حرف های من هستند.

    من نمی دانم آقایان آیت الله مطهری و خامنه ای و خمینی و خلخالی و امثالهم خیلی فارسی دوست بوده اند؟!

    مردم لرستان و چهارمحال و بختیاری و ایلام و کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان در فقر و محرومیت مطلق به سر می برند یا مردم آذربایجان شرقی و غربی؟!!!

    فقط بلدید مظلوم نمایی کنید. اگر بناست به خاطر ظلم و کمبود و سرکوب کسی عذر خواهی کند و کسی محکوم شود بعضی ها در اولویتی خیلی خیلی بالاتر از فارس های ایران جای می گیرند.
    دست کم کم از صفویه تا قاجار و بعد هم انقلاب اسلامی و خمینی (اجداد ایشان از روحانیان اردبیلی هستند) خلخالی معروف و مشکینی و صدها فاشیست دیگر مانند این ها ترک بودند و سرانجام هم 20 سال و اندی ولایت مطلقه ی فاشیستی آقای خامنه ای که در طول آن خفقان و سرکوب و کشتار آزادی خواهان و فقر و عقب ماندگی و تحریم و هزار مشکل و بدبختی دیگر… همه زیر نظر ایشان و با مدیریت ایشان عاید کشورمان شده را فراموش نکنیم! (آقا مجتبی هم پسر ایشان هستند که مورد لطف و عنایت مردم قرار دارند!)

    اگر استدلال شما درست است پس لطفا جمیعا ترک های ایران از ملت عذر خواهی رسمی بفرمایند !!!! بعدش هم فارس ها از شما عذر خواهی خواهند کرد!

  13. hamed Says:

    آقای سرباز میهن
    برداشت من از جمله شما این است که ما چون تاریخ کهنی داریم باید از زبانمان دست برداریم.
    یا شاید هم می خواهید بگویید که مردم آذربایجان از نژاد ترک نیستند.
    در پاسخ باید بگویم که در مورد اول (اگر مقصودتان است) که کاملا حرف نا مربوطی می باشد. (برای تمام انسانهای نرمال طبیعی می باشد که هر کس به زبان مادری خود درس بخواند. این موضوع حتی در منشور حقوق بشر سازمان ملل هم امده)
    اما اگر قصدتان این است که بگویید مردم آذربایجان از نژاد ترک نیستند، باید بگویم که اصولا چیزی به نام نژاد ترک یا آریایی یا … اصلا وجود خارجی ندارد. طبق تحقیقات جدید ابنای بشر از نظر زنتیک هیچ تفاوتی باهم ندارند. از نظر رنگ پوست هم سه نوع : سفید- سیاه و زرد داریم
    البته شاید هم منظور شما این است که اصلا زبان مردم آذربایجان ترکی نیست، که در این صورت با عرض معذرت حرفتان خنده دار است. حتی کسروی هم این ادعا را نکرده است. مردم آذربایجان از هر قومی که باشند حق دارند به زبان مادری خود تحصیل کنند. این را تمام قوانین جهانی می گویند. و نیز حقوق دیگر که مجال نیست. آذربایجانی ها از هر کجا که آمده باشند این حقوق را دارند که عرض کردم.

    آقای بختیاری
    1- من کی گفتم کردها و سایر ملل حق ندارند بزبان مادری درس بخوانند؟ تمام ملل، کرد، ترک- بلوچ و… طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر حق دارند بزبان مادری درس بخوانند.
    2- بیایید یکم منصف باشیم، چون خامنه ای ظالم ترک است و آدم می کشد، باید هر چه ترک در این مملکت هستند را مجازات کنیم؟ یا به این دلیل آنها را از حقوقشان محروم کنیم؟
    3- من کی مشکلات را گردن فارسها انداختم دوست عزیز. چرا قبل از پاسخ دادن نوشته مرا نمی خوانید؟ من کی گفتمفارسها باید عذر خواهی کنند؟
    4- من نظر خود را واضح می گویم لطفا با دقت بخوانید و سپس پاسخ دهید:
    مطابق تمام قوانین بین المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر تمام ملت ها ، از جمله ترک ، فارس، کرد و… حق دارند بزبان مادری تحصیل کنند.
    سران اپزیسیون هم چون خواهان حاکمیت بر تمام مردم ایران هستند وظیفه دارند این حق را برسمیت بشناسند و به آن عمل کنند.
    این افراد کجا این حق و سایر حقوق مردم آذربایجان را برسمیت شناخته اند؟

    دوستان خواهش می کنم کمی تاصب و احساسات را کنار بگذارید. اگر با احساسات عمل کنید چند سال دیگر و پس از اینهمه هزینه دادن همان خواهد شد که پس از انقلاب 57 شد. به این فکر کنید که چه چیز می خواهید؟ این حکومت دیکتاتور است، اما ایا عاقلانه است که این همه هرینه کنید تا یک دیکتاتوری از نوع دیگر ایجاد شود؟ همین الان وقت طرح مطالبات افراد مختلف است ( جنگ اول به از صلح اخر). بنظر من مهمتر از اصلاح حکومت باید خودمان را اصلاح کنیم، که بدور از تنفر یاد بگیریم به حقوق هم احترام بگذاریم.
    اگر تنفر را از سینه هایمان بزداییم می توانیم کار سالم انجام دهیم و گرنه پس از این حکومت ، حکومت فاسد دیگری خواهیم داشت

    معذرت که کمی طولانی شد

  14. M Says:

    Dooste azize Bakhtiari.. Lotfan Ostane khud ra az hameye lahaz ba Ostabe Servatmandi mesle Azerbaycan moghayese nakonid??? Mesle inke az yad bordid ke Tabriz shahre Avalin hast….Iran kheily bishtar madyone Azerbaycan ast ta Bakhtiari…. Bakhtiari ham ba khoroshe Tabriz,Tehran ra Tasarof kardand… Estebdade
    Saghir ra Tabriz shekast…..

  15. مازیار Says:

    حامد عزیز من شخصأ بهترین سیستم حکومتی برای ایران را یک جمهوری دموکراتیک و فدراتیو می دانم و صد در صد بر این عقیده ام که فرهنگ ایران تنها به فرهنگ فارسی ختم نمیشود و هر یک از جوامع ایران نه فقط باید این حق را داشته باشد که زبان و فرهنگ خود را شناخته و تکامل دهد, بلکه این مسئله حتی باعث شناخت بهتر تاریخ و تکامل فرهنگ کلی ایران خواهد شد.
    در اینجا فقط میخواهم به تضادی در آنچه اینجا نوشته ای اشاره کنم: شما از طرفی مینویسی که مردم آذربایجان بسیار پیش از ترکها, که به قول خودت «افرادی هستند که از آن سوی سیحون و جیحون بوسیله سلسله عباسیان برای سرکوب به ایران آورده شدند», در سرزمینهای کنونیشان ساکن بوده اند و از طرف دیگر معتقدی که زبان آذری یکی از شاخه های زبان همین ترکها میباشد؟!! شاید بهتر باشد که شما دوست عزیز ابتدا برای خود تصمیم بگیری که آیا اصلأ خود را ایرانی میدانی یا نه (البته هر تصمیمی که بگیری قابل احترام است). و البته این تصمیم فقط برای شخص خودت قابل قبول است و به هیچ عنوان قابل بسط به همۀ آذربایجانی ها نیست. و برای من ایرانی فارسی زبان نیز, آدربایجانی هایی چون جاویدان و بابک خرمدین, ستارخان و باقرخان و پیشه وری از ایرانی ترینِ ایرانیان بوده اند.
    از این نکته نیز غافل نشویم که حاکمین کنونی ایران نه تنها دشمن همۀ مردم و خلقهای ایران و فرهنگشان, بلکه دشمن انسان و انسانیت هستند. بنابراین بازداشتن آنها و پایین کشیدنشان از تخت حکومت نیز نه تنها وظیفۀ ترک و کرد و فارس, بلکه وظیفۀ هر انسانی است که به ماهیت آنان آگاه (شده) است.
    و همۀ ما باید بدانیم که این حکومت به هر حربه ای برای تضعیف مخالفان خود دست میزند. در حال حاضر تفرقه اندازی بین صفوف مختلف مردم ایران را با بزرگترین حروف و به هر زبانی در دفتر سیاهشان نوشته اند, به فارسی, به ترکی/آذری, به کردی و و و.

  16. hamed Says:

    در ضمن این قسمت را فراموش کردم
    همشهری عزیز تیرداد

    رابطه افراد باهم باید هم فارغ از نژاد و زبان و .. باشد. به نظر بنده نیز انسانها را باید بدیده انسان دید نه چیز دیگر.
    دوست عزیز
    اما آیا همین نگرش انسانی به ما نمی گوید که به حقوق دیگران احترام بگذاریم؟
    به ما نمی گوید که فارغ از پیشینه تاریخی (هر چه که هست بد یا خوب. در اینجا مجال بحث تاریخی نیست) حقوق امروزی مردم را محترم بشماریم؟
    این آقایان مللی گرا چرا به حقوق مردم آذربایجان به عنوان بخشی از ایران احترام قایل نیستند؟
    چرا روز کشتار مردم آذربایجان (21 آذر) را روز رهایی آذربایجان می نامند؟
    تیرداد عزیز
    خودت به کامنت های آقای بختیاری توجه کن، رنگ و بوی نژادی از آن نمی بینی؟

  17. علی بختیاری Says:

    من اسم نیاوردم. یکی از دوستان گفتند مشکل از فارس هاست. بعد هم گفتند باید از ترک ها عذر خواهی کرد بعد هم حرف پان فارسیسم و این اصطلاحات خود ساخته را زدند حالا بنده نژادپرست شدم؟!

    چندین بار گفتم «»»»» اگر «»»»» قرار باشد استدلال بعضی از برادران ترک را ملاک قرار دهیم با توجه به تاریخ بعد از اسلام و با توجه به مسایل امروز ایران خود شما بیشتر از هر قومیت دیگری به این سرزمین بدهکارید.

    آقای خامنه ای ترک به شما اجازه نمی دهند ترکی درس بخوانی چه ربطی به فارس ها دارد؟!

    اسم هم نمی آورم. همان آقا/خانمی که آن استدلال را آوردند جواب دهند.

    از نظر بنده آموزش زبان مادری حق شما و همه ی مردم ایران است.
    از آن مهمتر حق داشتن حکومت محلی زیر پرچم ایران یکپارچه و متحد ( چیزی مثل سیستم فدرال ایالات متحده ) تنها راه اداره ی کشور است.

    مسئله آن هایی هستند که دشمن فرضی «فارس» برای خود می سازند و شروع به تهمت و توهین به 40-50 میلیون ایرانی فارس زبان می کنند قافل از این که امروز این آقای خامنه ای هم ولایتی شما است که حقوق شما و همه ی ایرانیان را هیچ می شمارد.

    «»»»»»»»»»»»»»»»» اگر «»»»»»»»»»»»»»»»»»» بحث قومیتی و نژادی باشد (استدلال دوست ترکی که کامنت گذاشتند) امروز خود شما باید پاسخگو باشید چون همه کاره ی این حکومت از خود شماست.

    کجای این حرف رنگ و بوی نژادی دارد؟! جالب است که پاسخ بنده را اینگونه می دهید و به آن برادر ترک خود هیچ نمی گویید! همان آقایی که با حروف انگلیسی کامنت گذاشتند!

  18. علی بختیاری Says:

    آقای حامد فرمودید:
    «- بیایید یکم منصف باشیم، چون خامنه ای ظالم ترک است و آدم می کشد، باید هر چه ترک در این مملکت هستند را مجازات کنیم؟ یا به این دلیل آنها را از حقوقشان محروم کنیم؟»

    خواهش می کنم… تمنا می کنم آن جمله ی من را عینا کپی پیست بفرمایید! من نمی دانم کجا چنین چیزی نوشته ام؟!

    من هر چه که نوشتم از استدلال دوستی که کامنت گذاشتند استفاده کردم. به «»»» اگر «»»» ها در متن من دقت کنید لطفا.

    بیایید یکم منصف باشیم. چون خامنه ای ظالم ترک است و آدم می کشد و حتی حقوق هم ولایتی های خود را رعایت نمی کند، باید فارس ها را «فاشیست» نامید و شروع به توهین و تهمت به فارس ها کرد؟! اگر چیزی «بد» است برای همه «بد» است. اگر «خوب» است برای همه «خوب» است !

    پ.ن.: کلا از بحث خارج شده ایم! از آقای سرباز میهن عذر خواهی می کنم. این بحث ها به موضوع این وبلاگ ارتباطی ندارد.

  19. علی بختیاری Says:

    نکته ی آخر…

    تا آن جا که من توانایی درک مسائل امروز کشورمان را دارم اپوزیسیون واقعی رهبری دارد که مردم آزاده ی همه ی ایران با هر قومیتی ایشان را قبول دارند.

    ایشان هم ولایتی شما هستند.
    ایشان مهندس میرحسین موسوی هستند.

    اگر منظورتان از اپوزیسیون دیوانه های لوس آنجلس و لندن و پاریس است که حتی به اعتقادات مذهبی مردم سر سوزن احترامی نمی گذارند بنده آن ها را اپوزیسیون نمی دانم!

    حد اقل بنده و اعضای خانواده ام آقای موسوی را رهبر خود می دانیم.
    همه هم ( به قول معروف) از بیخ بختیاری هستیم !!!

  20. علی بختیاری Says:

    آقای M !!! ناراحت شدی برادر شما را با خودم مقایسه کردم؟! حق دارید! شماها تافته ی جدا بافته هستید. از بهشت یکراست افتاده اید روی زمین و به قول خودتان 7500 سال (!!!) در آذربایجان دارید زندگی می کنید!

    اولا که نخیر برادر عزیز. سرداران بختیاری منتظر کسی در تبریز ننشستند و با کمک نیروهای گیلانی تهران را فتح کردند. کسی از تبریز دعوت نامه نفرستاد کسی هم منتظر ننشست.

    این هم که استان شما ثروتمند است به دلیل رسیدگی حکومت ها به شماهاست. و گر نه ثروت خوزستان ما به اندازه ی درآمد سالیانه ی فروش نفت و گاز کشور است. مشکل اینجاست که در جاهای دیگر که ظاهرا نمک نشناس هم هستند خرج شده و می شود!

    با پول نفت و گاز و کشاورزی در جلگه های خوزستان است که این کشور روی پای خود ایستاده زیاد به ثروت خود غره نشوید. اگر کارخانه و صنعتی در استان خود دارید پول آن را زیر پای بختیاری ها و فارس ها و عرب های خوزستان بیرون کشیده اند.

  21. علی بختیاری Says:

    آقای M!!!

    اگر ایران یک سر سوزن به آذربایجان مدیون باشد به همان اندازه به بختیاری ها و گیلانی ها هم مدیون است.

    فرق ما با امثال شما این است که خود را جزئی از این مردم و این کشور می دانیم. منتی هم بر سر کسی نمی گذاریم. اجداد من اگر اصفهان و تهران را با رشادت هایشان فتح کردند وظیفه ی ملی خود را انجام داده اند.

    نه از کسی دستور و دعوت نامه گرفته بودند نه منتظر شما بودند که دستور عنایت بفرمایید برای لشگر کشی به اصفهان و تهران!!!

    منتی هم بر کسی نیست. افتخاری است برای بختیاری ها که بدون منت گذاشتن بر هم میهنانشان وظیفه ی ملی و تاریخی خود را انجام دادند.

    بر عکس بعضی ها هم هستند که به خاطر مقاومت در محاصره ی تبریز با آب و تاب همه ی دنیا را مدیون خود می بینند و تافته ی جدا بافته هستند.

    در افکار نژاد پرستانه ی خود غوطه ور باشید! دیگر کسی خریدار این حرف ها نیست.

    یک گوشه نشسته اید و فقط غر می زنید و ادعا دارید!

    اولین قیام علیه حکومت مرکزی در سال 1287 شمسی بود. رهبر آن صمصام السلطنه ی بختیاری بود که با نیروهای بختیاری اصفهان را فقح کرد. این مقدمه ای شد برای فتح تهران در سال 1288 شمسی.

    شما این وسط چه کاره بودید الله اعلم!!

  22. hamed Says:

    آقای مازیار
    این عبارت » نمیدونم شما به تاریخ آذربایجان اعتقاد دارید یا نه ، تاریخی به بلندای سلسله های مانا و اوراتو ، شما با مقایسه ملت بزرگ آذربایجان که در منطقه شمال غرب ایران و کشور آذربایجان و جنوب گرجستان زندگی می کنند با ترکها که افرادی هستند که از آن سوی سیحون و جیحون بوسیله سلسله عباسیان برای سرکوب به ایران آورده شدند ، به خود توهین می کنید . » را من ننوشته اام. این عبارت را مدیر وبلاگ آقای سرباز میهن نوشته اند. و بنده با آن مخالف هستم.

  23. مازیار Says:

    حامد عزیز حق با شماست و من از شما بخاطر این خطا عذر میخواهم, ولی گذشته از این بخش در نوشته ام, انتقاد من در اینجا متوجه همۀ کسانی است که با طرح مسائل قومی و اختلافات ملی و استثمار دوگانه ای که اقلیتهای ملی ایران همیشه با آن روبرو بوده اند, دلیلی میجویند تا عدم شرکت خود را در مبارزه بر علیه دیکتاتوری حکومت اسلامی توجیه کنند و حتی با دامن زدن به این اختلافات در شرایط کنونی ناآگاهانه (عملی که طراحان و عاملان حکومت بسیار آکاهانه و با پشتکار فراوان به آن دست و دامن میزنند) آب به آسیاب دیکتاتوریی میریزند که حتی بر خلاف دیکتاتوری پهلوی یک استبداد مرکزی نیست, بلکه خفقانی ست که سلطۀ خود را تا درون خانه و حتی بالاخانۀ هر ایرانی, چه در تهران و چه در دوردست ترین نقاط کشورمان و چه در تبعید (ترورهای دولتی در خارج از ایران), گسترانیدن خواسته, میخواهد و مینماید.
    اس آن می ماند که زنهای ایران بگویند, ما پیش از این همیشه مورد ستم دوگانه واقع شده ایم و قبل از اینکه ما در مبارزه شرکت کنیم, باید مردها از ما معذرت بخواهند و تساوی حقوق ما را با خودشان تضمین کنند. اقلیتهای مذهبی نیز همینطور و و و.
    تاریخ جنبشهای اجتماعی نشان از آن دارد که دستآوردهای یک جنبش اجتماعی در رابطۀ مستقیم با میزان آگاهی شرکت کنندگان در آن جنبش و آنانی است که بدنۀ آن حرکت را تشکیل میدهند. سران هر جنبشی پس از پیروزی و قدرت گیری آن, هر قدر هم که آگاه و به هدفهای جنبش پایبند باشند, زیر بار آزادی تصمیم گیری و عملی که قدرت به آنان واگذار میکند بمرور پایبندی خود را به آرمانها و هدفهای جنبش از دست خواهند داد, مگر آنکه بدنه و پایگاه جنبش, یعنی یکایک افرادی که به آن تعلق دارند, به هدفهای آن آگاه باشند و کوچکترین انحراف از آنها را تشخیص داده و جلوی آنرا بگیرند. از سوی دیگر تنها با شرکت آگاهانه در یک جنبش میتوان به گسترش و بهسازی اهداف آن کمک نمود.

  24. مازیار Says:

    تصحیح, آغاز پاراگراف دوم: «طرح اینچنینی مسألۀ ملی به آن می نمایدکه زنهای ایران بگویند: …»

  25. hamed Says:

    آقای مازیار

    از توجه شما ممنونم.
    از کسانی انتقاد کردید که در شرایط فعلی مطالبات قومی را مطرح می کنند و سپس در ادامه خواستار حضور آگاهانه در جنبش شدید.
    من هم مانند شما طرفدار حضور آگاهانه هستم.
    اما دوست عزیز آیا فکر نمی کنید یکی از لازمه های حضور آگاهانه ، مطالبه محوری است؟
    طرح این مطالبات باعث می شود تا طرحی برای آنچه که در آینده می خواهیم بسازیم بدست بیاید
    و این یعنی حضور آگاهانه. یهنی همانطور که در کامنتهای قبلی گفتم ، علاوه بر اینکه بدانیم چه چیز نمی خواهیم همچنین بدانیم که چه چیز می خواهیم ( و اینکه آیا عملی و منصفانه است) و این بدون مطرح شدن مطالبات گروههای مختلف مردم ممکن نیست.
    طرح این مطالبات و بحث درباره آنها باید خیلی قبل تر صورت می گرفت و توافقی در باره آنچه مطلوب کشور در اینده است بدست می آمد که متاسفانه در حال حاضر این توافق بدست نمی آید.
    باز هم می گویم من برای داغدار شدن خانواده ها و ملت واقعا متاسفم و برای آنها آرزوی صبر می کنم. و به ارمانهای آزادی خواهانه آنها احترام قلبی قایلم.
    اما بگذارید صادقانه بگویم: حاضر نیستم هزینه دهم تا این حکومت دیکتاتوری برافتد و سپس حکومت دیگری سر کار بیاید که زبان و فرهنگ و تاریخ ملتم را انکار کند، مرا از حقوق اولیه ام مانند حق آموزش به زبان مادری محروم کند، روز کشتار ملت مرا (21 آذر)روز رهایی آن بنامد و با تمام قوا بکوشد تا سیاست یکسانسازی را پیاده کند. هرچند این حکومت جدید از نوع سکولار و براساس انتخاب عمومی باشد.
    همچنین باحکومتی از نوع برعکس هم مخالفم یعنی حکومتی که همه خاسته های بند بالا را براورده کند ولی براساس انتخاب عموم و اصول دموکراسی نباشد یا آزادی دیگران را محدود کند یا از دین و مذهب در مشروعیت دهی به خود استفاده کند. بنده با این نوع حکومت هم مخالف هستم.
    امیدوارم این حق انتخاب را برای دیگران قایل باشید.

  26. مازیار Says:

    آقای حامد,
    همچنان که قبلأ هم نوشتم, تنها با شرکت آگاهانه در جنبش است که میتوان اهداف آن را تحت تأثیر قرار داد و مسیر آن را اصلاح نمود. خوشبختانه اکثر وابستگان به اقلیتهای قومی و ملی ایران به این نکته واقفند و با شرکت در جنبش سعی می کنند, خواسته های آن را از درون مترقی تر سازند. ولی آنجور که از نوشته های شما از اول تا آخر برمی آید, شما تصمیم خود را گرفته اید و آنهم اینست که «آگاهانه» از جنبش کنونی مردم ایران دور بمانید, شاید هم چشم براه شرایطی باشید که ایران بقدری شلوغ شود که شما بتوانید ایجاد یک آذربایجان مستقل را جشن بگیرید. البته این حق شماست که در گوشۀ خانه تان بنشینید و ناظر جنبش مردم باشید و یا خواستی بجز خواست اکثر قریب به وقوف مردم ایران منجمله مردم غیور آذربایجان داشته باشید.
    آزادیخواهی یعنی مبارزه برای آنکه شمای مخالف من هم بتوانید عقاید خود را بر زبان آورید. و مطمئن باشید, مردم ایران بازهم برای آن مبارزه خواهند نمود که شمای نوعی بتوانید نظرتان را بگویید و بنویسید. ولی از آنجا که مردم کرد و ترک و فارس و عرب ایران برای آزادی شما هم مبارزه می کنند, حق هم دارند «بطور مسالمت آمیز» از شما بخواهند (و سعی خود را در قانع کردن شما بنمایند) که شما از آزادی خود برای تفرقه انداختن بین صفوف آنان استفاده نکنید.
    ناگفته نماند که کار شما نیز تنها به هزینه ندادن اکتفا نمی کند, وقتی که سعی می کنید, مردم آذربایجان را قانع کنید که حساب خود را از حساب بقیۀ مردم ایران جدا کنند و آنها نیز مثل شما گوشۀ خانه شان بنشینند و ….

  27. mosa Says:
    فراخوان عظیم ترین راهپیمایی تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 9 صبح – میدان بهارستان مقابل مجلس ايران فقط تهران نيست ، تمام شهرهاي ايران بپا خيزيد. … ايراني باغيرت يکبار ديگر حماسه بسازيم هموطنان عزیز بهتر است دیگر دست از سر این اعترافات دروغین و ساختگی برداریم و به اطلاع رسانی گسترده و سریع برای دوشنبه 12 مرداد ماه بپردازیم. باور بفرمایید تمام این خیمه شب بازیها به خاطر این است که مردم را در کما فرو ببرند و اینها همه برگ آخر بازی کثیفشان است. مگر ما نمیدانستیم اگر این اقایان بدون شکنجه پی به اشتباهاتشون بردند و به رهبری ایمان اوردند ، چرا این روش های مهربانانه رو با بقیه اجرا نمی کنن تا همه متوجه اشتباهمون بشیم؟ تهران :ونک …… شيراز : فلکه گاز ( بلوار ارم – فلکه نمازي )…. مشهد : پارک ملت ( بلوار سجاد – فلکه احمد آباد)… اصفهان : سي و سه پل ( چهارراه نظر – ميدان فيض)… تبريز : چهارراه آبرسان (ميدان دانشسرا –ميدان قونقا )… گرگان : خيابان شاليکوبي ( بلوار ناهارخوران )… اهواز : چهارراه نادري ( زيتون کارمندي – فلکه سوم کيانپارس)… اروميه : ميدان مرکزي (آ خيابان خيام )… يزد : چهارراه دولت آباد ( ميدان اميرچخماق)… بندرعباس : مقابل مجتمع ستاره جنوب ( ميدان وليعصر)… رشت : سه راه حاجي آباد ( اول پارک شهر ، دوم ميدان لاکاني)… بوشهر : ميدان امام ( خيابان مطهري)… اراک : ميدان باغ ملي ( دروازه تهران)… کرمانشاه : ميدان جوانشير ( چهارراه جوانشير)… قم : ميدان سعيدي ( ميدان مطهري)… قزوين : ميدان آزادي (ميدان عارف قزويني)… اردبيل : چهارراه امام (آميدان آزادي)… همدان : ميدان امام (ميدان بوعلي)… ايلام : ميدان امام (چهارراه جمهوري)… کرمان : ميدان آزادي (ميدان باغ ملي)… خرم آباد : ميدان آزادي ( پارک شريعتي)… سنندج : ميدان اقبال ( پارک استقلال)… بيرجند : ميدان دوم رحيم آباد ( ميدان اول)… بجنورد : روبروي مجتمع ارم (چهارراه مخابرات)… ساري : سه راه قارن ( فلکه ساعت)… سمنان : ميدان معلم (ميدان مطهري)… ياسوج : ميدان هفت تير ( پارک چمران)… زاهدان : پاساژ قائم ( ميدان آزادي)… زنجان : سبزه ميدان (حسينيه اعظم)… شهرکرد : ميدان فردوسي ( چهارراه بازار)… ما پيروزيم…..چون بيشماريم…….ما قدرتمنديم ….چون بسياريم………………… دوشنبه 12 مرداد – ساعت 6الي 8 راهپيمايي و پياده روي آرام از ميدان ونک تا ميدان وليعصر. چهارشنبه – 14 مرداد تجمع ميليوني بهارستان-مجلس وقت کم است . سریعتر اطلاع رسانی کنید بیانیه شماره ١ کمیته هماهنگی خبررسانی جنبش سبز: ساعت و محل تجمعات اعتراضی 14 مرداد خبرگزاری سبز ایران”، پایگاه مرکزی “کمیته هماهنگی خبررسانی جنبش سبز” که برای ایجاد هماهنگی خبری و با حضور جمعی از فعالین در داخل و خارج کشور تشکیل شده، دیروز با صدور اولین اطلاعیه خود، ساعت و محل گردهمایی های روز 14 مرداد، همزمان باتحلیف محموداحمدی نژاد( ان) را اعلام کرد. این کمیته که بیانیه های آن درسایت وروزنامه “سبز” منتشر می شود، در بیانیه خود خطاب به “ایرانیان، رهروان جنبش سبز” نوشته است: “کودتاچیان برای تحلیف رئیس دولت کودتا ـ محمود احمدی نژاد- روزچهارشنبه ١٤ مرداد را انتخاب کرده اند که مصادف است با سالگردانقلاب مشروطیت. کودتاچیان می خواهند سمتی را که با کودتابدست آورده و برای حفظش خون پاک جوانان ایران رابر زمین ریخته اند در روز انقلاب آزادی تطهیر کنند. پاسخ ایرانیان و رهروان جنبش سبز به این ترفند جدید رئیس جمهور غیر قانونی یک « نه» دیگر است. “ چارشنبه روز تاریخی جنبش مشروطه ایران است . صدو سه سال پیش پدران ما با مایه گذاشتن از جان و مال خود اولین جنبش آزادی بخش ایران را به موفقیت رساندند و راهی برای برون رفت ایران از قرون وسطی باز کردند . امروز فرزندان آن پدران برای تکمیل آن مبارزه تاریخی و نجات ایران از اهریمن سیاهی که بر آن تسلط یافته با آمادگی کامل برای شهادت و فداکاری برای نسلهای آینده ایران زمین به میدان آمده اند . چهارشنبه 14 مرداد تاریخ را رقم خواهیم زد. برای بزرگداشت این روز و مخالفت با تحلیف پینوشه کوتوله کودتا چی از 9 صبح در میدان بهارستان تجمع خواهیم کرد تا به نمایندگان دروغین ملت نشان دهیم ملت با تحلیف دولت کودتا مخالف است . اگر میدان را با تدابیر امنیتی بسته باشند در خیابانهای اطراف گرد خواهیم آمد و مقاومت انقلابی ملت ایران را به نمایش خواهیم گذاشت و از موسوی خواهیم خواست دولت قانونی خود را تشکیل دهد. ضمنا آنان که نمیتوانند مستقیما در تظاهرات شرکت کنند سعی کنند در محل کار خود ، در کارخانه ها ، ادارات ، بازار و شرکتهای دولتی و خصوصی دست به اعتصابی یک روزه بزنند و یا کم کاری کنند . در ادامه این بیانیه، جمع بندبرنامه های متعددی که برای روز چهارشنبه از سراسر ایران به ” کمیته هماهنگی” رسیده، به صورت زیر به همگان پیشنهاد شده است: ١٤ مرداد ١٣٨٨ محل تجمع تهران: میدان بهارستان شهرستانها: درمقابل بازار اصلی شهر ساعت: ٩ صبح در صورت اشغال مناطق یاد شده، تجمع در میادین اصلی شهرها و محلات مختلف برپا خواهد شد. “کمیته هماهنگی”، دعوت رهروان جنبش سبز همچنین در این بیانیه خواسته مردم از “رئیس جمهور منتخب، میر حسین موسوی و مهدی کروبی و محمدخاتمی برای پیوستن” به آنان در میدان بهارستان را هم اطلاع این سه نفر رسانده است. سسسسسسسبز با این رژیم چه باید کرد؟ اکبر گنجی نامه نوشته شده به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل منتشر خواهد شد تا همه ایرانیان آن را امضاء کنند. باید کاری کرد که زمامداران سرکوبگر رژیم نتوانند به خارج از ایران سفر کنند. باید کاری کرد که اگر آنها پای خود را به خارج نهند، با خطر بازداشت مواجه گردند. نباید اجازه داد که احمدی نژاد در شهریور در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک شرکت کند. تحریم کالاهای روسی و چینی، برگزاری تظاهرات در سراسر جهان در برابر سفارت خانه های این دو کشور، اجتماع انبوه در زمان اجلاس مجمع عمومی در برابر سازمان ملل و … برخی از ارکان این طرح است بخش سوم: اهداف و روش ها اشاره: دو یادداشت پیشین هنوز دارای ابهاماتی است که باید روشن گردد. یادداشت حاضر بدنبال روشن کردن برخی ابهام هاست. 1- مسأله اصلی،آرمان اصلی: مسأله ی تاریخی ما مسأله ی استبداد است. تاریخ بلند ما، تاریخ نظام های خودکامه بوده است. هدف و آرمان ما، گذار مسالمت آمیز ایران به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر و کثرت گرایی است. سنت و ادبیات موج سوم گذار به دموکراسی نشان دهنده ی آن است که گذار مسالمت آمیز محصول میزهای مذاکره، آشتی ملی،مشارکت همگانی، کمیته های حقیقت یاب ملی، “ببخش و فراموش کن” یا “ببخش و فراموش نکن” بوده است. اگر مردم، فعالین سیاسی و مدافعان حقوق بشر شیلی هدف خود را معطوف به اجرای عدالت و مجازات ژنرال پینوشه می کردند، گذار به دموکراسی ناممکن می شد.اپوزیسیون شیلی در میز مذاکره پذیرفت که در برابر برگزاری انتخابات آزاد، ژنرال پینوشه به مدت ده سال فرمانده کل قوا و به طور مادام العمر نماینده مجلس سنا باشد. چگونه می شد به پینوشه و کل دستگاه سرکوبگرش گفت: شما فرایند گذار مسالمت آمیز به دموکراسی و انتقال قدرت را بپذیرید، ما هم پس از پیروزی همه ی شما را محاکمه و مجازات(زندان و اعدام) خواهیم کرد؟ این داستان، داستان افریقای جنوبی، لهستان، چک و اسلواکی بود. نلسون ماندلا پس از مذاکرات طولانی و دستیابی به پیروزی، خطاب به همه ی مردم گفت:”آنچه گذشته است، گذشته است. ببخش و فراموش نکن”. واسلاو هاول با تجربه ی سال ها زندان، خطاب به مردم گفت:” همه ی ما در جنایات رژیم توتالیتر مشارکت داشتیم”. هاول به مردم گفت از امروز باید به فرایند خشونت پایان داد. همین داستان در لهستان تکرار شد. لخ والسا، واسلاو هاول، ماندلا، و… بدنبال دموکراسی بودند، نه انتقام و خشونت. تجربه ی گذار به دموکراسی ربع آخر قرن بیستم در پیش چشم ماست. چشم بستن بر این تجربه، فرو افتادن در دور باطل خشونت است. داستان سیراب کردن عطش انتقام را یک بار ما تجربه کرده ایم، در آن فضای به شدت رادیکال و چپ زده ی پس از انقلاب 57 ، تقاضای انسانی مهندس مهدی بازرگان در خصوص محاکمه ی عادلانه ی سران رژیم پیشین نه تنها گوش شنوایی نیافت، بلکه لیبرالی، امپریالیستی و سازشکارانه به شمار رفت. تیرباران هر روزه ی روزهای پس از انقلاب، به وسیله ی همه ی گروه ها و شخصیت های سیاسی و مذهبی تشویق می شد. این چنین بود که فرایند خشونت مهار گسیخته آغاز شد و افرادی که تا چند روز پیش در یک جبهه ی واحد در برابر رژیم ستم شاهی ایستاده بودند، به روی هم اسلحه کشیدند. آنچه پس از آن اتفاق افتاد، بنای کجی بود که بر پایه ی آن حوادث شکل گرفت. آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و عدالت، محصول انتقام و کشتار نیستند. سخن گفتن در این خصوص که چه کسی باید گاندی، ماندلا،واسلاو هاول و… باشد، تغییر محل نزاع است. برای گذار مسالمت آمیز به دموکراسی، چاره ای جز گاندی، ماندلا، و واسلاو هاول بودن وجود ندارد. آری مسأله ی ما، گذار مسالمت آمیز است، نه برپا کردن چوبه های دار. دموکراسی با “تبعیض” و “حق ویژه” ناسازگار است. نظام سلطانی تبعض گر بر دو نوع است: یکی آنکه زمامداری سیاسی را حق ویژه ی فقها می داند، و دیگری آنکه زمامداری سیاسی را حق یک خاندان می داند. چه کسی قادر است برای مدعای “حق ویژه” دلیل و برهان اقامه کند؟ اگر برابری انسان ها مبنای دموکراسی است، که هست، آیا این مدعا که یک صنف(روحانیت) یا یک خاندان با دیگران تفاوت دارند، با دموکراسی خواهی سازگار است؟ به گمان من خاندان سلطنتی انگلیس هم هیچ تفاوتی با مردم آن کشور ندارد. اگر هم مدعا این باشد که خاندان سلطنتی نماد یک ملت است، به کدام دلیل پیشینی(عقلیa priori ) یا پسینی(تجربیa posteriori) یک خاندان می تواند نماد یک ملت باشد؟ این “امتیاز” از کجا ناشی می شود؟ 2- روش ها و اهداف: آرمان گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر، آرمانی اخلاقاً قابل دفاع است. عقلانیت عملی به معنای تناسب روش ها و ابزارها با اهداف است. به تعبیر دیگر، هدف وسیله را توجیه و مجاز نمی سازد. و باز هم به تعبیر دیگر، روش ها به اهداف شکل می دهند و آن را متعین می سازند. به این دو مدعای زیر توجه فرمائید: 1-2- تحریم اقتصادی: الف- هدف ما سرنگونی جمهوری اسلامی است. ب- ما حریف این رژیم نمی شویم. ج- اگر جهان ایران را تحریم اقتصادی کند،رژیم سقوط خواهد کرد. د- مردم باید هزینه ی تحریم اقتصادی را بپردازند تا جمهوری اسلامی سرنگون شود. 2-2- حمله ی نظامی: الف- هدف ما سرنگونی جمهوری اسلامی است. ب- مبارزات ما و تحریم اقتصادی ایران هم به سرنگونی رژیم منتهی نخواهد شد. ج- پس حمله ی نظامی به ایران موجه و مجاز خواهد بود. تجربه ی سال ها تحریم اقتصادی عراق و لیبی نشان داد که آن دو رژیم از طریق تحریم اقتصادی سرنگون نگردیدند. آمریکا از طریق حمله ی نظامی به عمر رژیم عراق پایان داد. قذافی هم آن قدر زرنگ بود که با آمریکا و جهان غرب به توافق رسید. تجربه ی لیبی نشان داد که حقوق بشر و دموکراسی برای دولت های غربی الوویت ندارد. سرهنگ قذافی یکی از خشن ترین دیکتاتوری های جهان است. اما دولت های غربی و رسانه های غربی در این خصوص سخن نمی گویند. دولت های غربی، اگر جمهوری اسلامی قبول کند، حاضرند با این رژیم به توافقی مشابه لیبی دست یابند. مسأله این است: برخی از افراد محترم که در جهان غرب در شرایط امن زندگی می کنند، تجویز می فرمایند که مردم ایران باید هزینه ی تحریم اقتصادی را بپردازند تا رژیم سرنگون شود. برای اینکه “معنای هزینه” روشن شود، تجربه ی عراق در پیش چشم ماست. ده سال تحریم اقتصادی عراق به مرگ دهها هزار کودک و مرد و زن سالخورده ی عراق منتهی شد. تحریم اقتصادی،جامعه عراق را از درون نابود کرد. “اعتماد”، سرمایه ی اجتماعی و چسبی است که اگر از بین رود،همه چیز فرو خواهد پاشید. این هزینه ای است که مردم ایران باید بپردازند تا خارج نشینان به هدف سرنگونی جمهوری اسلامی، بدون پرداخت هیچ هزینه ای،نائل شوند. به گمان من این رویکرد نه تنها غیر اخلاقی است، بلکه نتیجه بخش هم نیست. از این مقدمه که روزانه افرادی در اثر آلودگی هوا در ایران جان می بازند، نمی توان این نتیجه را استنتاج کرد که پس تحریم اقتصادی، با همه ی هزینه ها و تلفاتی که به بار خواهد آورد، موجه و مجاز است. فرض کنیم جهان ایران را مورد تحریم اقتصادی همه جانبه قرار دهد،دهها هزار ایرانی بمیرند، اما رژیم سرنگون نگردد. نه تنها سرنگون نگردد، بلکه سرکوبی به مراتب خشن تری را بر جامعه مستولی سازد. در این صورت تکلیف چیست؟ آیا آنان که فقط و فقط به سرنگونی جمهوری اسلامی، به هر قیمتی، می اندیشند، در گام بعد مجبور نخواهند شد که از حمله ی نظامی به ایران دفاع کنند؟ آیا نتیجه ی حمله ی نظامی به عراق دموکراسی بود یا رشد بنیادگرایی در خاورمیانه و افزایش قدرت منطقه ای رژیم ایران؟ محسن مخملباف یکی از هنرمندان بنام ایران است که برای آزادی، دموکراسی، عدالت و حقوق مردم ایران به طور بی امان در حال پیکار است. او صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جهانیان می رساند. در عطش عدالت و آزادی می سوزد. همه ی زندگی اش را صادقانه فدای پیکار با خودکامگان کرده است. روح حساس و لطیف او پذیرای ظلم و ستم رژیم سلطانی حاکم بر ایران نیست. اما در زمان خروش بر رژیم جنایت کار، گاه سخنانی بر زبان می راند که ممکن است، برخلاف نیت پاک او، مورد سوء استفاده قرار گیرد. من اطمینان کامل دارم که محسن به هیچ وجه حاضر نیست کوچکترین صدمه ای به ایرانیان و ایران وارد اید. سخنان او در پارلمان اروپا،هنرمندانه بود. اما در اوج خروش و هیجان علیه سرکوب و جنایت گفته است: “این طور نیست که مسأله ی حقوق بشر یک پرونده است، مسأله ی بمب اتم یک پرونده است. یک دیکتاتور، یک رژیم مستبد، یک اسلحه ی اتمی گرفته رو به دنیا، یک شلاق شکنجه گرفته رو به ملت. این، دو پرونده نیست، این یک پرونده است… شما هی این دو پرونده را تفکیک می کنید، در حالی که آن ها وقت می کنند اول ما را سرکوب کنند و بعد بمب اتم را رو به دنیا بگیرند… چه شد که آن گفته ها چرخید به بمب اتم؟ شما فکر می کنید حکومت ایران چگونه می خواهد بقا پیدا کند؟ مردم ایران دوستش ندارند و او می داند. رابطه ی خوبی هم با دنیا ندارد، و او می داند. در نتیجه ایران به دنبال بمب اتم است و شما را دارد بازی می دهد. دارد زمان می خرد. از این کمیسیون به آن کمیسیون، از این سه ماه به آن سه ماه، و هی وقت می خرد و شما وقت می فروشید. من به شما قول می دهم اگر امروز دموکراسی ایران سرکوب شود، ظرف 2 سال بمب اتم رو به دنیا است و دست شما رفته بالا . همین امروز هم دیر است، بیش از این تأخیر نکنید… ما فکر می کنیم اروپا می تواند ایران را حتی تحریم کند…ما از شما می خواهیم حداقل… استفاده از تمام اهرم هایی که شما دارید. غیر از آن تحریم نفتی، تعداد زیادی با تحریم نفتی به عنوان آخرین راه حل موافق هستند. من به نظرم نه تنها اتحادیه ی اروپا، امروز تمام دنیا باید این خطر را درک کند… اگر ایران اتمی بشود و استبداد ش ادامه پیدا کند، شما فقط با ایران روبرو نیستید، تمام خاورمیانه را از دست می دهید”[1]. این سخنان ظرفیت آن را دارند که مورد سوء تعبیر قرار گیرند. محسن مخملباف انسان شجاع و وطن دوستی است که ما به شدت به امثال او نیازمندیم. آروزی قلبی من این است که همه ی ما به گونه ای سخن بگوئیم که هیچ کس نتواند علیه آرمان های آزادیخواهانه ی ما از آن سوء استفاده کند. در خصوص تحریم اقتصادی یک نکته ی مهم وجود دارد. ما با تحریم شرکت هایی که وسایل سرکوب و شنود و فیلترینگ به رژیم ایران می فروشند، کاملا موافق هستیم. به عنوان مثال شرکت های زیمنس و نوکیا به دولت ایران وسائل شنود تلفنی وکنترل اینترنت فروخته اند. شرکت های چینی به دولت ایران وسائل ضد شورش، گازهای فلفلی، باتوم الکتریکی و دیگر ابزار سرکوب را می فروشند. چرا مدافعان تحریم اقتصادی کوشش نمی کنند تا جامعه ی جهانی این شرکت ها را به اتهام مشارکت در سرکوب تحریم کنند؟ تحریم باید معطوف به سران رژیم باشد، نه معیشت مردم. هر گونه تحریمی باید معطوف به تضعیف دستگاه سرکوب رژیم باشد. از سوی دیگر، علم جامعه شناسی نشان داده است که فقر شدید، لزوماً به جنبش های اعتراضی دموکراتیک منتهی نمی شود. برای تأئید این مدعا کافی است به جنبش اعتراضی کنونی و پایگاه طبقاتی بازیگرانش نگریسته شود. 3- همراهی با جنبش سبز ایران: سبز فقط یک رنگ نیست، نماد یک جنبش است. جنبشی که همه را سبز کرده است. اگر مدعی همراهی با جنبش سبز مردم ایران هستیم، باید با اهداف، مطالبات و شعارهای آنها همراه باشیم. حداکثر آن است که خارج نشینیان چند گام جلوتر روند. تا حدی که من می فهمم و اطلاع دارم، هیچ یک از رهبران جنبش سبز ایران و فعالین سیاسی و مدافعان حقوق بشر، خواهان حمله ی نظامی و تحریم اقتصادی ایران نیستند. طرحی که ما دنبال می کنیم، با آنچه جنبش سبز طرح می کند، هماهنگ و سازگار است. تنها تفاوت آن است که آنها خواهان محاکمه ی جنایت کاران در دادگاه های ملی هستند، اما به گمان ما در شرایط کنونی این خواست تحقق نیافتنی است. برای نشان دادن هماهنگی،می توان به موارد زیر استناد کرد: 1-3- آیت الله منتظری افقه و اعلم مراجع تقلید در تاریخ 7/5//1388 خطاب به زمامداران ایران نوشته اند: ‏”‏ ‏چرا نيروهاى نظامى و انتظامى و بسيج را به برادركشى و سركوب مردم وامى دارند؟ آيا هدف از تشكيل سپاه و بسيج براى‏ ‏برادركشى و سركوب مردم بود؟ ‏ ‏عزيزانى كه اكنون در زندان ها اسير هستند و از آنان با زور و شكنجه اعتراف و مصاحبه مى گيرند و هر روز جنازه يكى از‏ ‏آن عزيزان را به خانواده ها تحويل مى‎ دهند چه گناهى كرده اند؟ جز اين كه به تخلفات عديده و تقلب در انتخابات به طور‏ ‏مسالمت آميز و آرام اعتراض داشتند و خواستار احقاق حقوق از دست رفته خود بودند؟ ‏ ‏اين گونه اعترافات هيچ مبناى شرعى و قانونى ندارد و آمرين و عاملين آن مرتكب جرمى بزرگ شده اند و بايد در دادگاهى‏ ‏عادل و بى طرف و علنى محاكمه شوند تا مردم واقعا احساس كنند به حقوقشان توجه شده است”[2]. 2-3- مهندس میر حسین موسوی در تاریخ 5 مرداد دردیدار با گروهی از فرهنگیان گفت: “قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده فاجعه بود. ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودیم. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌ مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ …ملت ما، مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند… کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند… همه می‌ گویند که روح الامینی ، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند”[3]. 3-3- آیت الله صانعی در تاریخ 4/5/1388 نوشته اند: “مدتی است که شاهد افتراء، دروغ و تضييع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن، ظلم و آزار و شکنجه های روحی و حتی کشتن مردمی که برای دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت آميزی را داشته اند، هستيم . اينجانب به حکم لزوم جلوگيری از ظلم ظالمين به همه کسانی که سبباً يا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت می کنند و به اذيت و ايذاء آنها در زندان ها و سلول ها ـ که خود ظلم مضاعفی به آنان می باشد ـ مي پردازند می گويم که اينگونه ظلم ها به کسانی که هيچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبيره به شمار می رود… به جای توجه به اعتراض توده های مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم ها و اذيت ها و اعتراف گيريها و دروغ پردازی ها نه تنها منجر به تقويت حکومت نمی شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهايت ناله مظلومان، قطعاً ذلت و گرفتاری ستمکاران را در زمانی نه چندان دور به دنبال خواهد داشت”[4]. 4-3- علی مطهری، فرزند مرتضی مطهری و نماینده ی اصول گرای مجلس، طی نامه ای به رئیس قوه قضائیه نوشته است: “اخبار متواتر حكايت از آن دارد كه نوع برخورد با برخی بازداشت‌شدگان اخير بر خلاف موازين اسلامی و توأم با فشارهای روحی و جسمی بوده و گاهی به مرگ فرد بازداشت شده منتهی شده است كه آخرين آنها مرگ جانگداز مرحوم محسن روح‌الامينی فرزند آقای دكتر روح‌الامينی رئيس محترم انستيتو پاستور بود…اين جرم‌ها… نبايد بدون مجازات باقی بماند، خصوصا كه اين افراد طبق قانون ضابطان قوه قضائيه محسوب می ‌شوند… بايد فرد‌ مجرم با همان عنوان سازمانی ‌اش به مردم معرفی و مجازات شود…به عنوان اولين گام قاتل عمدی يا سهوی او را به جامعه معرفی و مجازات كنيد تا تسلی خاطری برای خانواده او و همه ملت ايران و عبرتی برای جانيانی كه خود را بازجو ناميده‌اند گردد”[5]. 5-3- احمد توکلی نماینده ی اصول گرای مجلس گفته است: “در اين حوادث تيراندازی شد و عده‌ای به قتل رسيدند كه بايد معلوم شود كه افراد تيراندازی كننده و قاتلان مردم چه كسانی هستند؟ آيا ضابطان دادگستری بودند؟ آيا مقصر بودند؟ قاصر بودند؟ يا افرادی غير از آنان بودند؟…. افرادی پس از بازداشت بر اثر ضرب و شتم جان باخته‌اند كه در مورد دو نفر از آنان يكی از مسوولان اعلام كرد كه اين افراد مننژيت داشتند از اين رو اين ادعا بايد بررسی شده و اگر ظلمی واقع شده حتما ظالمان شناسايی و مجازات شوند… خبرهای متعددی از ضايع شدن حقوق افراد بازداشتی به گوش می ‌رسد”[6]. 6-3- سید محمد خاتمی در دیدار با نمایندگان اقلیت مجلس گفت: “خون هایی ریخته شده، به خانواده های فراوانی آسیب های روحی و مادی وارد آمده، ملت بزرگ ایران مورد اهانت قرار گرفته اند… اینکه گفته شود یک بازداشتگاه غیراستاندارد تعطیل شده کفایت نمی کند. غیراستاندارد یعنی چه؟ یعنی هواکش آن سالم نبوده یا سرویس های بهداشتی اش تمیز نبوده است؟ خیر! متأسفانه جنایت های بی شماری در این قبیل بازداشتگاهها رخ داده و جان های عزیزی از دست رفته است…باید مشخص شود این قبیل بازداشتگاهها از سوی چه کسانی ایجاد و مدیریت شده اند و خطاکاران و قانون شکنان در هر لباس و جایگاهی به مردم معرفی شوند… باید به شدت با عاملان این قبیل رفتارهای قانون گریزانه و سرکشی های غیرشرعی و غیراخلاقی برخورد شود و حقوق و حیثیت های مورد تعدی واقع شده به نحوی جبران شود… اگر حتی یک قطره خون ریخته شود فاجعه ای رخ داده، چه رسد به آنچه ما و جهانیان در روزهای تلخی که گذشت شاهد آن بودیم! باید با هر رفتار وحشیانه ای با قاطعیت برخورد شود”[7]. 4- جنايات عليه بشريت (crimes against humanity): طبق ماده ی 7 اساسنامه ی ديوان کیفری بین المللی ، جنايات عليه بشريت اعمالی است كه در چارچوب يك حمله ی گسترده يا سازمان يافته بر ضد يك جمعيت غير نظامی و با علم به آن حمله ارتكاب می يابد . از مصاديق اين اعمال می توان به موارد زیر اشاره کرد: قتل ، ريشه كن كردن ، به بردگی گرفتن ، اخراج يا كوچ اجباری يك جمعيت ، شكنجه ، تجاوز جنسی،. برده گيری جنسی ، فاحشگی اجباری ، حاملگی اجباری ، عقيم كردن اجباری ، ناپديد كردن اجباری ، تبعيض نژادی ، حبس كردن يا ايجاد محروميت شديد آزادی جسمانی بر خلاف قواعد اساسی حقوق بين الملل ، تعقيب و آزار مداوم گروه يا مجموعه ای مشخص به دلايل سياسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی. اساسنامه ی دیوان برخی از این مفاهیم را تعریف کرده است. به موجب ماده ی 29 اساسنامه ی دیوان، جنایات مذکور(نسل کشی، جنایت علیه بشریت،جنایات جنگی، تجاوز) مشمول مرور زمان نخواهد شد. مطابق بند 1 ماده ی 11 اساسنامه ی دیوان، این دادگاه فقط صلاحیت رسیدگی به جرایمی را داراست که پس از آغاز به کار آن اتفاق افتاده باشد. مطابق بند 1 ماده ی 24 اساسنامه ی دیوان، هیچ کس را تحت این قانون نمی توان از لحاظ کیفری برای رفتارهای مقدم بر شروع به کار دیوان مسئول دانست. دادگاه بین المللی کیفری در اول جولای 2002 آغاز به کار کرد. مقر دیوان در شهر لاهه ی هلند است. بدین ترتیب،جرایم پیش از اول جولای 2002 در این دادگاه قابل طرح نیست. شکایت نامه ی تهیه شده این محدوده را در نظر گرفته است. 5- نتیجه: ما پرونده ی جنایت علیه بشریت زمامداران رژیم سلطانی را گشوده خواهیم کرد. اما به هیچ فرد، گروه و دولتی اجازه نخواهیم داد تا از این هدف اخلاقی و عادلانه برای حمله ی نظامی و تحریم اقتصادی ایران سوء استفاده کند. ما با هرگونه تحریمی که موجب افزایش درد و رنج مردم ایران شود، مخالف هستیم. این پرونده دارای دو بعد است: 1-5- بعد حقوقی: مجازات زمامداران ایران، هدفی مشروع و اخلاقی است که باید از راه حقوقی دنبال شود. گشودن پرونده ی حقوقی ،ارائه ی اسناد و شواهد، قانع کردن سازمان ملل، کاری طولانی و بلند مدت است. در مدتی که شکایت نامه در حال امضا است، باید اسناد و شواهد گردآوری شود و به انضمام نامه تقدیم سازمان ملل شود. رسیدگی به جنایات زمامداران ایران در دادگاه کیفری بین المللی از جهت دیگری هم قابل فاع است. دادگاه بین المللی مانع انتقام کور خواهد بود. 2-5- بعد سیاسی: اهداف سیاسی طرح قابل دسترسی است. نامه ی نوشته شده به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل منتشر خواهد شد تا همه ی ایرانیان آن را امضاء کنند. باید کاری کرد که زمامداران سرکوبگر رژیم نتوانند به خارج از ایران سفر کنند. باید کاری کرد که اگر آنها پای خود را به خارج نهند، با خطر بازداشت مواجه گردند. نباید اجازه داد که احمدی نژاد در شهریور (سپتامبر) دراجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک شرکت کند. تحریم کالاهای روسی و چینی، برگزاری تظاهرات در سراسر جهان در برابر سفارت خانه های این دو کشور، اجتماع انبوه در زمان اجلاس مجمع عمومی در برابر سازمان ملل و … برخی از ارکان این طرح است. گام اول، امضای بیانیه ی جنایت علیه بشریت است. ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی، محسن روح الامینی و دهها شهید دیگر به من و تو می نگرند. آنها مظلومانه به شهادت رسیدند تا من و تو در امان باشیم. آیا امضا کردن یک بیانیه ی عدالت طلبانه انتظار زیادی است؟ یک بار دیگر به لحظات تیر خوردن و جان باختن ندا بنگریم. آن چشم ها اگر چه معطوف به بالا بود، اما به من و تو هم می نگریست. *** پاورقی ها: 1- رجوع شود به سخنرانی محسن مخملباف در پارلمان اروپا در لینک زیر: [youtube=https://www.youtube.com/watch?v=d1Af6yTJ-Kc&w=450&h=284] 2- پاسخ آیت الله منتظری به نامه موسوی، کروبی و خاتمی. رجوع شود به سایت آیت الله منتظری. 3- رجوع شود به لینک : http://ghalamnews.ir/news-21242.aspx 4- پاسخ آیت الله صانعی به نامه موسوی، کروبی و خاتمی. رجوع شود به سایت آیت الله صانعی. 5- رجوع شود به لینک: http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=57200 محمد مطهری دیگر فرزند مرتضی مطهری هم در این خصوص گفته است: “روشن است که مرحوم محسن روح الامينی تنها مقتول مظلوم نبود گر چه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام ديگر مانند سهراب و اشکان نشنيده‌ايم، اما آنچه مسلم است هر کس به ظلم کشته شده باشد در قيامت کبری با کفن خونين راه را بر مسببان و نيز سکوت کنندگانی مانند نويسنده خواهد بست. به سبب سياست خبری موجود، کسی نمی ‌داند آيا مثلا آنچه در مورد افراد بی ‌کسی مانند “ترانه موسوی” دهان به دهان می ‌گردد راست است؟ خانواده وی که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگير شده به کجا بايد مراجعه کنند؟ متأسفانه سياست خبری رسانه ملی هر خبری را باورپذير کرده است. آيا رسانه ملی در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقی خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمين را معرفی خواهد کرد؟ آيا يک جوان ايرانی که در يک اعتراض آرام خيابانی دستگير شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبری از بازداشتگاه بيرون می ‌آيد صدها بار مظلومتر از شربينی نيست؟ “. رجوع شود به لینک: http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=57402 6- رجوع شود به لینک: . http://alef.ir/1388/content/view/50261/ 7- رجوع شود به لینک: http://www.khatami.ir/fa/news/917.html سسسسسسسسسسبز “خانه ای از نی” جناب آقای خامنه ای: در چند هفته گذشته، رسانه های تحت امر جناب عالی چون صدا وسیما وکیهان پارا از گلیم خود درازتر کرده وآن چه تهمت وناسزا بوده نصیب بنده کرده اند. گفته های این رسانه های مامورارزش پاسخگویی ندارند اما از آنجا که حرفهای آنها منعکس کننده مواضع ونظرات حضرتعالی است، فکر کردم این چند خط را خطاب به شما بنویسم. شاید کمی به خود بیایید وتقوا پیشه کنید. اول- دربیست سال گذشته که جنابعالی درمسئولیت رهبری نظام جمهوری اسلامی قرار داشته اید، برای سرکوب مخالفین و تثبیت پایه های قدرت خود، بدون استثناء (حتی بدون یک استثناء) تمام مخالفین خود را به عامل آمریکا و سپس اسرائیل و دیگر کشورها متهم کرده اید. در این راه حتی کسانی که مخالف شما نبوده اند وفقط دیدگاه و نظری غیر از نظر شما ویا تفسیری از دین و دنیا غیر از تفسیر شما داشته اند را هم به این اتهامات مزین کرده اید. برایتان هم فرق نمی کرده مخاطب شما معلمین بوده اند یا کارگران، فعالین حقوق زنان بوده اند یا مدافعین حقوق بشر، بازاریان بوده اند یا دانشجویان، روحانیان بوده اند یا دانشگاهیان، نویسندگان بوده اند یا روزنامه نگاران، سیاسی بوده اند یا غیر سیاسی. حتی اصلاح طلبان داخل حکومت هم ازاین تهمت و برچسب زنی شما در امان نبوده اند. توپخانه صدا وسیما و روزنامه هایی چون کیهان به محض کسب اجازه از شما، شلیک تهمت و افترا را شروع کرده اند. شب وروز نغمه مرگ بر این و مرگ بر آن سر می دهید و همگان را مطیع خود می خواهید، غافل از آن که به قول شیخ اجل: کس نیاید به زیر سایه بوم گرهمای از جهان شود معدوم به همین دلیل هر کس و هر گروه اجتماعی یا سیاسی که به نوعی درراه دموکراسی، حقوق بشر، آزاد اندیشی و مطالبات به حق مردم ایران می کوشد، اگر از جانب رسانه های مامور شما به مزدوری و وابستگی و پادویی و حقوق بگیری آمریکا و اسرائیل و دیگران متهم نشود، به نظرم حتما باید در اصالت کار خود شک کند و قبول کند که یک جای کارش لنگ است و لابد به نوعی آب به آسیاب استبداد دینی می ریزد که از ماشین تهمت زنی شما در امان مانده است. دوم- من مدت ها فکر کرده ام که چرا شما این گونه اید. یک بخش از این رفتار شما را به درد بی درمان درون جامعه ومیان مردم ایران، یعنی تهمت زنی و بد بینی نسبت می دادم وهنوزهم می دهم. یک بخش دیگر را هم ناشی از ساختار ذهنی و بد بینی مفرط شما می دانستم و هنوز هم می دانم، به خصوص با قوت بیمارگونه تئوری توطئه درذهن شما. جنابعالی تمام حوادث عالم را ناشی از برنامه ریزی یک هیئت مدیره برای کل دنیا به نام “دشمن” می دانید و فکر می کنید که تمام حوادث سیاسی عالم از عصر رنسانس تا حالا حاصل کار یک عده سرمایه دار و صهیونیست است که می خواهند مادیت و انسان محوری وانحراف اخلاقی را جایگزین معنویت و خدا محوری نمایند و چون جمهوری اسلامی و شخص شما هم سمبل این معنویت و بازگشت به خدا و نشانه حکومت صالحان هستید، لذا شب و روز هم علیه جمهوری اسلامی و شخص شما توطئه می کنند. تمام سیاستمداران و حتی متفکرین، به خصوص غربی ها هم عروسک خیمه شب بازی آن هیئت مدیره پشت پرده، دانسته یا ندانسته، هستند. معتقدم که این ذهنیت و تفسیر بیمارگونه از عالم، نزد شما وبسیاری از اطرافیانتان به شدت جاری است و اثبات حرفم را هم اتفاقا بیش ازهمه، نوشتجات همین روزنامه کیهان و برنامه های صدا و سیما می دانم که نظرات و تئوری های شما را اعلام می کنند و چکیده هزاران صفحه نوشته و صدها ساعت برنامه و تحلیل این رسانه ها هم همین چند خطی است که این جا آوردم. شما هنوز هم از این بیماری رنج می برید و امیدی هم به بهبودی نیست. تا این جا دوضلع “تثبیت استبداد” و”بیماری ذهنی” توجیه اصلی من برای تهمت پراکنی و برچسب زنی روزمره شما و کیهان و صدا وسیما و سایر رسانه هایتان بوده است. و اما سوم- چندی پیش به جوان محقق ایرانی برخورد کردم که سال ها است برای رساله دکترایش روی اسناد سازمان امنیت آلمان شرقی ( اشتازی ) که اکنون در اختیار پلیس جمهوری فدرال آلمان است، کار می کند. او با معرفی دانشگاهش و با پیگیری های فراوان توانسته به سراغ آن بخش از اسنادی برود که هنوز اجازه انتشار و در اختیار عموم قرار گرفتن را نیافته اند. این اسناد نشان می دهند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، به دلیل حساسیت ها روی شوروی و شعار نه شرقی- نه غربی حاکم بر انقلاب و همچنین به دلیل سکونت رهبران حزب توده طی سالیانی طولانی در آلمان شرقی و همکاری تنی چند از رهبران این حزب با سازمان امنیت آلمان شرقی و در نتیجه تخصص و تبحر این سازمان درامور ایران، شوروی تصمیم می گیرد که بخش اصلی امور ایران را در سازمان امنیت آلمان شرقی متمرکز کند و جالب است که یکی از افسران عالی رتبه “ک. گ. ب” ( سازمان امنیت معروف شوروی) که بخشی ازمسئولیت امورایران را هم داشته، همین جناب ولادیمیرپوتین بوده که حتما معرف حضور جنابعالی هست و در سفر اخیرش به تهران “حضرت مسیح” را هم دروجود شما دید. گزارش های ماموران امنیتی که در قالب هیئت های تجاری برای همکاری درزمینه فروش وتولید سلاح ازآلمان شرقی به ایران آمده اند نشان می دهند که نسبت به جنابعالی نظربسیار مثبتی دارند و قول و قرارهایی که با شما در زمانی که عضو شورای انقلاب و رابط این شورا با وزارت دفاع بوده اید گذاشته اند بسیار خواندنی است، به خصوص اصرار شما برای نزدیکی بیشتر با شوروی وهمکاری روزافزون با بلوک شرق. به گفته این جوان محقق که زحمت مطالعه هزاران صفحه اسناد را به خود هموار کرده، اتفاقا نه فقط اظهارات جنابعالی به مامورین آلمان شرقی بسیار جالب است بلکه جالب تر از آن ارزیابی های بسیار مثبت افسران اطلاعاتی روسی از ارتباطات با شما است. و باز هم نکته جالب این که از زمانی به بعد محبت افسران اطلاعاتی روسی و آلمان شرقی به حزب توده سرد می شود و چندان نگرانی هم برای قلع و قمع آنان ندارند و دیگر به گزارش های آن ها که در خطر هم قرار دارند، توجهی نمی کنند. نمی دانم که آیا درنهایت دولت آلمان اجازه خواهد داد که این بخش از اسناد منتشر شود یا نه، اما این را می دانم که کسی مثل شما که چنین در خانه شیشه ای نشسته، نباید شب و روز به خلق خدا سنگ اندازی کند و باز هم به قول سعدی علیه الرحمه که ” هندویی نفت اندازی همی کرد. حکیمی گذر کرد و گفت: آن را که خانه نئین است، بازی نه این است.” ، ولو آن که به این روش قدیمی سیاسی هم معتقد باشید که اگر “به همه فحش بدهی و تهمت بزنی، کسی از خودت نمی پرسد چه کاره ای و از کجا آمده ای”. واقعا اگر کسی یک دهم چنین اسنادی از ارتباطات با بیگانگان را داشته باشد با او چه رفتاری می کنید و چه بلایی بر سرش می آورید؟ قدری به خودتان بیایید. آقای خامنه ای: من بر خلاف شما از خدا می ترسم و به خودم اجازه نمی دهم با آبروی بندگان خدا بازی کنم، حتی اگر جنابعالی باشید. به این آیه قرآن هم اعتقاد دارم که “دشمنی با قومی شما را از جاده عدالت منحرف نسازد، عدالت پیشه کنید که به تقوا نزدیک تراست” ( مائده 8). به همین دلیل بیش از این چیزی نمی گویم و قضاوتی هم نمی کنم. صبر می کنم تا اسناد ارتباطات شما با مامورین آلمان شرقی روشن وشفاف به زودی منتشر شود و قضاوت را هم ملت ایران خواهد کرد. اما بالاترازهمه ما خداوند دانایی است که ناظر بر اعمال همه ما است. شما را دعوت می کنم که تقوا پیشه کنید و تنها کمی از خدا بترسید. همین. محمدمحسن سازگارا بیست و نهم بهمن ماه ۱۳۸۷ سسسسسبز ساخت کوکتل مولوتف همانطور که میدانید کوکتـل مولوتـف یک بطری حاوی ماده آتش زا است که در صورت پرتاب و شکسته شدن باعث ایجاد حجم وسیعی آتش غیر قابل مهار میشود و از آن در درگیری های خیابانی برای ایجاد رعب و وحشت و سردرگمی در بین نیروهای دشمن (مثل گارد ضدشورش) و متفرق کردن آنها استفاده میشود. ساخت کوکتـل مولوتـف بسیار آسان است. به صورت کلی, کوکتـل مولوتـف از یک بطری شیشه ای, مقداری ماده سوختی (مثل بنزین) و یک پارچه کتان ( نخی )آغشته به سوخت به عنوان فتیله تشکیل میشود روش ساخت یک کوکتل مولوتف قدرتمند: 1- یک بطری شیشه ای (بهترین بطری شیشه ماء الشعیر ایستک هست چون حجم مناسبی از مواد آتش زا در آن جا می شود و در دست خوب جا می گیرد و در زمان پرتاب کردن می توانید آن را به مسافت های دور پرتاب کنید و این خیلی مهم هست و از همه مهمتر این بطری، چون یک بطری یک بار مصرف هست بدنه نازکی دارد و این بسیار مهم است برای خوب شکسته شدن ) را بردارید. 2- داخل آن 80 درصد بنزین و 20 درصد گازوئیل ( برای دوام آتش) و یک قاشق چای خوری پودر صابون بریزید. 3- حال یک پارچه کتان ( نخی به ابعاد 4 در 25 سانتیمتر ) آغشته به بنزین داخل بطری قرار دهید به طوری که 15 سا نت داخل و 10 سانتیمتر آن خارج بطری قرار گیرد و مقدار کمی پنبه که با فشار در دهنه بطری جا می دهید تا مواد سوختی قبل از زمین خوردن بطری بیرون نریزند. کوکتـل مولوتـف شما آماده است. کافی است تا سر پارچه را با فندک آتش زده و به سمت دشمن روی زمین یا به دیوار پرتاب کنید تا بطری متلاشی شود. در نتیجه این پرتاب, مواد سوختی آتش گرفته و به اطراف پراکنده میشود و همراه با آن حجم زیادی آتش تولید میشود که مهار آن بسیار سخت و ناممکن خواهد بود – بیانیه شماره 2 – تکنیکهای مبارزه و توصیه هایی برای هرچه موثرتر برگزار کردن تظاهرات دوستان فردا سالروز مشروطه در 14 مرداد ماه ، یکی دیگر از روزهای سرنوشت ساز این نهضت مقدس ضد دیکتاتوری است . همه آماده شویم که فردا باید به خامنه ای ، احمدی نژاد و جهانیان نشان دهیم که ریاست جمهوری این ابله سفیه را نمیپذیریم و نخواهیم پذیرفت . – به باور ما دشمن کودتاچی نیروهای خود را به میدان خواهد آورد ولی مطابق اخباری که به ما رسیده این نیروها دستور سرکوب وحشیانه و گسترده در روز تنفیذ را ندارند چون باعث آبروریزی بیش از حد خودشان خواهد بود . پس جرات کنیم و به خیابانها بیاییم و شهر را در دست خود بگیریم . اگر کار به سرکوب گسترده برسد آبروی خودشان را در برابر جهانیان خواهند برد و احمدی نژاد دیگر حتی یک ذره اعتبار بین المللی هم نخواهد داشت . – سعی کنید در فرصت باقیمانده تا میتوانید مردم را در جریان برنامه حضور ملیونی فردا قرار دهید . همه مردم اینترنت و ماهواره ندارند و گروهی هنوز به آگاهی انقلابی نرسیده اند. از اعلامیه و شبنامه و دیوار نوشته استفاده کنید. با تلفن و بلو توث و غیره تا میتوانید دیگران را در جریان قرار دهید . البته از اینترنت هم تا حد امکان استفاده کنید که این اولین انقلاب اینترنتی دنیاست . – مظلومیت ما قویترین و برنده ترین سلاح ماست . با دیدن این مظلومیت است که توده های مردم ایران و جهان به حمایت ما بر می خیزند. درخت انقلاب با خون مظلومان آبیاری میشود و به بار مینشیند . تظاهرات در لحظه فعلی مسالمت آمیز خواهد بود . باید دندانها را بر هم بفشاریم و برای دادن شهید و قربانی آماده باشیم و بدانیم که در دراز مدت پیروز هستیم . -فردا به پشتکار و اراده احتیاج دارد . باید خود را برای یک مبارزه لااقل دوازده ساعته آماده کنیم . تمام روز در شهر خواهیم بود . پس از یک روز مبارزه و فرسوده کردن نیروهای سرکوبگر تسخیر شهر در شب راحتتر است . در شب خیابانها را برای ساعتهایی چند به تسلط خود در خواهیم آورد و به دنیا نشان خواهیم داد که جنبش ما آنقدر قدرتمند است که بتواند تهرا ن را در اختیار گیرد . کسانی که آمادگی حضور در خیابانها را ندارند باید به هر وسیله دیگر از آنان که با در کف گرفتن جانشان به خیابان آمده اند حمایت کنند. در خانه های خود را به روی آنان باز کنید هنگامی که نیروهای سرکوب برای ضرب و شتم و دستگیری آنان هجوم می آورند . آب و غذا آماده برایشان داشته باشید. با کند حرکت کردن ماشینتان در خیابان ها ترافیک سنگین بسازید. از بالای بامها از مبارزاتشان فیلم تهیه کنید و روی اینترنت قرار دهید . با تلفن از دوستان و فامیل و کسانی که میتوانند بخواهید به صف تظاهرات در خیابانها بپیوندند . – از تجارب تظاهرات 18 تیر و 8 مرداد استفاده کنید . ما دیگر آن مردم بی تجربه یکماه و نیم پیش نیستیم . اکنون تجارب صدها تظاهرات و مبارزات اعتراضی را پشت سر داریم. – تظاهرات پراکنده در گستره وسیع شهر تهران بسیار موثر است و دشمن را فرسوده خواهد کرد چون نمیتواند در یک آن در همه جا حضور داشته باشد . سعی کنید در همه نقاط حضور داشته باشید . حتی یک جمعیت کوچک 20 نفره کافی است تا مردم اطراف را نیز به تظاهرات بکشاند تا با حضور خود و بوق زدن و غیره حمایت کنند و کانون دیگری از اعتراض برپا دارند. – تظاهرات پراکنده باید آمادگی تحرک سریع را داشته باشد. به محض حضور نیروها پراکنده شوید و در نقطه دیگری تجمع کنید . در تمام روز این کار را ادامه دهید . نیروهای سرکوب همانطور که روز 8 مرداد دیدیم اینرا بر نمیتابند و خسته و گیج و درمانده میشوند . هم گروهی های خود را یاری دهید و سعی کنید در گروه های 7 یا 8 نفره باشید و از گروه دور نیفتید. – تظاهرات اصلی و بزرگ را در همان نقاطی برگزار کنید که قبلا هم برگزار شده بود . خیابانهای مرکزی شهر ، ولیعصر ، اطراف بیت رهبری که به احتمال زیاد تنفیذ در آن برگزار میشود . سعی کنید مانند سابق موج اصلی تظاهرات را بر خیابان ولیعصر متمرکز کنید که مرکزیترین شاهرگ حیاتی تهران است . میدان بهارستان را از یاد نبرید . – از نیروهای سرکوب نترسید . یادتان باشد نیروهای سرکوب خسته و فرسوده هستند . اکنون آنها بیش از یکماه است که هر روز در خیابانها حضور دارند و بر خلاف مردم که هر روز بر خشم انقلابی و اراده شان برای سرنگونی رژیم افزوده میگردد اینها هر روز بیش از روز پیش فرسوده تر و متزلزلتر میشوند. – قسی القلب ترین و شقی ترین لباس شخصیها را شناسایی کنید و اگر توانستید و در موقع لزوم آنان را از نوازش خود بی نصیب نگذارید. دادن گوشمالیهای کوچک به قلدرترین و بیرحمترین نیروهای لباس شخصی اشکالی ندارد .هرگز از یاد نبرید که نیروهای لباس شخصی و اصولا نیروهای سرکوب بر خلاف ظاهر داش مشدی و قلدر خود بسیار ترسو هستند و به محض دیدن مقاومت واقعی از طرف مردم غلاف کرده و فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد . اینها همه از قماش همان قاتل ندا هستند که وقتی مردم گرفتندش به پای مردم افتاده بود و زار میزد که رهایش کنند. اما با نیروهای انتظامی غیر لباس شخصی به هیچوجه درگیر نشوید و بر عکس از آنان بخواهید به مردم بپیوندند و در سرکوب شرکت نکنند. این کار در دراز مدت تاثیر خود را خواهد گذاشت . بویژه سربازان وظیفه که همانند خود شما هستند و مادرانشان چشم به راه آنان اند. بدانید که کادر نیروی انتظامی زیر درجه سرتیپ نیز همانند شما در فلاکت این نظام گیر کرده اند بخصوص درجه های گروهبان و استوار که با مشکلات اقتصادی استخوانشان هم خورد، شده همانند ما ، آنها هم برادران ماهستند. در نیروی انتظامی درجه های بالای سرهنگی در رفاه جمهوری اسلامی قرار دارند و در سپاه درجه داران بالای استواری در رفاه هستند فقط . همینجا از برادران سرباز وظیفه خواهشمندم که اگر همانند پدرانمان که پادگانها را در زمان شاه ظالم ترک کردند ، نمی توانند ترک بکنند ، حد اقل موقع زدن ، باتوم را به شکل نمایشی بزنند تا فقط فرمانده شان را هم راضی کرده باشند.( خیلی آرام بزنند ، دقت داشته باشید که خون بیگناه بر زمین ریختن ، دامنگیر می شود ، بخصوص برای منافه شخصی ظالمان) – با خود وسایل دفاعی مثل اسپری فلفل حمل ، کاتر (دقت داشته باشید که کاتر 100 مرتبه از چاقو بهتر است ، به خاطر برنده بودنش) ، لوله فلزی شبه به باتوم طول 40 تا50 سانت که در ناحیه دسته سوراخ و بندی محکم برای لیز نخوردنش، حمل کنید تا بتوانید در مقابل چماقداران از خود و دیگران دفاع کنید . ولی به محض هجوم جدی آنان برای دستگیری این وسائل را دور بیندازید تا همراه آن دستگیر نشوید که جرمتان را صد برابر میکند . – از فلسطینیها بیاموزیم . تیرکمان و قلابسنگ داشته باشیم و از فراز بامها و گوشه کوچه ها نیروهای لباس شخصی را با سنگ مورد حمله قرار دهیم و سپس به سرعت پراکنده شویم . این تکنیک در فلسطین اشغالی بسیار موثر بوده ا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: